>>


انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 7- تقسیم کار

زن: چرا غذا می‌خوری سفره رو جمع نمی‍‌کنی؟... همیشه لباساتو من باید مرتب کنم؟... خوب یه بارم تو ظرفا رو بشور!... اصلا می‌دونی مواد خوراکی مون کی تموم می‌شه و کی اونا رو می‌خره؟... قبض آب و برق چه قدر میاد و شارژ ساختمون رو کی می‌ده؟... هر وسیله‌ای می‌خوای باید جاشو از من بپرسی، خوب اگه یه کم تو خونه کار می‌کردی می‌دونستی جای هر چیزی کجاست؟... خسته شدم، مگه من تو این خونه آدم نیستم! آخه چه قدر کار کنم؟ مرد: خوب خانم، من که دنبال تفریح نمی‌رم، صبح تا شب سر کارم و وقتی میام اون قدر خسته‌ام که نای هیچ کاری رو ندارم. تازه خودت می‌دونی که من کارای خونه رو بلد نیستم. زن: ببینم، مگه من سر کار نمی‌رم؟ مگه من پول درنمیارم؟ پولم رو خیرات نمی‌کنم که، تو این خونه داره خرج می‌شه. چه طوره که فقط کار کردن و خسته شدن خودتو می‌بینی؟ خوش به حال زنهای قدیم، واقعا خوش به حالشون... مرد: خوب نرو سر کار، مگه من گفتم بری. بشین خونه و راحت زندگیتو بکن. زن: اِ، اِ، اِ... چه ربطی داره؟ من از کارم گله ندارم که، اونو دوست دارم، بهم آرامش می‌ده. بحث من مشارکت نکردن تو توی کارای خونه است...

رازِ خط نخوردن

اعتیاد به مُسَکِن کلمات؛ گاهی باید حبه حبه کلمه‌ها را بالا انداخت و حسابی جوید تا شاید تلخی‌شان تلخی بعضی حرف‌ها را ببرد!
امروز تازه کم‌کم می‌فهمم که "فلک را سقف بشکافتن و طرحی نو درانداختن"، یک توهم است که گاهی انسان در زندگی دچارش می‌شود وگرنه فرهنگ، سرمشق واحدی است که همه باید از روی آن مشق کنیم اگر که می‌خواهیم خط نخوریم، اتمسفری است که در آن و با آن نفس می‌کشیم، راز بقا در آن نهفته هرچند گاهی تلخ به نظر برسد و غیراخلاقی، هرچند کاملا فاسد شده باشد و گند گرفته... زندگی کردن در اینجا، درست مثل رانندگی کردن است در جاده‌هایش، اگر به قاعده رفتار کنی، قاعده را برهم می‌زنی و این یعنی خود حادثه!

تغییر تکنولوژی آبرسانی و تاثیرات آن بر الگوی مصرف آب

تکنولوژی یا فناوری، یکی از موضوعات محوری انسان‌شناسی است که در بسیاری از تعاریف فرهنگ نیز توجه ویژه‌ای به آن شده است؛ از آن جمله می‌توان به عنصر "دانش" در تعریف تایلور، عنصر "صناعات" در تعریف ویسلر، "فرآورده‌ها و کردوکارها" در تعریف دیکسون، "فنون علمی" در تعریف هیلر، "وسایل و کالاهای مصرفی، مهارت‌ها، کارها و فرآیندهای علمی" در تعریف مالینفسکی، "دانش هماهنگ کردن خود با محیط" در تعریف کلاکن و کلی و... (آشوری، 1380: 71-48) اشاره کرد.

معرفی کتاب انسان‌شناسی یاری‌گری

"امروزه متاسفانه در دانشگاه‌ها پاره‌ای از استادان که مسئولیت آموختن علوم انسانی را دارند تشبه به فیلسوفان می‌کنند، من به دانشجویانم توصیه می‌کنم که خریدار این متاع مزور نباشند..."
این سخن عبدالکریم سروش، بر جلد قرمز رنگ کتاب تازه نشر یافته مرتضی فرهادی، بیشتر به یک اخطار شبیه است، گویی نویسنده می‌خواهد از همان بدو به دست گرفتن کتاب، خط و مرز خود را با برخی نویسندگان کتب علوم انسانی جدا کرده و نسبت به خطر بیراهه رفتن این علوم و فاصله گرفتنشان از زندگی روزمره و واقعی انسان‌های بومی هشدار دهد.

سرزمین تمدن

اینجا مهد تمدن است، جایی که تا پول ندهی نان نمی‌دهند، تا پول ندهی انتخاب واحد دانشگاهت برای ترم بعد معتبر نمی‌شود؛ سرزمین مهربانی و گذشت، جایی که تا پول ندهی بیمارت بستری نمی‌شود و جراح، درست پشت در اطاق عمل، قبض واریز طلب می‌کند برای ورود. اینجا زندگی که هیچ، مردن هم پول می‌خواهد...
به این همه تمدن می‌بالم!

نقش آدم‌ها؟

ارباب رجوع فریاد می‌کشد و خانم کارمند فریاد می‌کشد: "آخه پول نفت چه ربطی داره به اداره آب آقا؟" من فقط می‌خندم: "ما همه همدردیم این روزها خانم!" و حامد از "عرف شدن بی‌ادبی در جامعه" گله می‌کند. "اگه تمام اتفاقات اعصاب خردکن یک هفته‌ام را مو به مو بنویسم شاید جواب قانع کننده‌ای برای سوالت باشه، حامد" و او قانع نمی‌شود: "نه، نه، پس نقش آدم ها چی می‌شه؟"

دریچه ای به درون

ذهن ایرانی همیشه اندرونی و بیرونی داشته؛ مثل خانه هایش. اندرونی ها امن اند و با دیوارهای قطور از بیرون جدا می شوند اما امروز اینترنت با وبلاگ و فیس بوک و همه داشته هایش دریچه ای شده به اندرونی های ذهن ایرانی . شاید مجبور شدم پنجره ام را با پرده ای بپوشانم.

وحدت ملی

آسمان روزهای ما هم سیاه است، دل‌های ما و روزگارمان هم: یکرنگی، وحدت ملی!

بُعد خیال‌انگیز فضا

گاستون باشلار (Gaston Bachelard) ، فیلسوفی فرانسوی است که بیشتر با کتاب "Poetics of Space" برای ما شناخته شده است، کتابی که بُعد شعرگونه، خیال‌انگیز و خاطره‌انگیز فضا را مطرح می‌سازد. او حجم بالایی از خاطرات آدمی را "خانگی" دانسته و می‌گوید اگر خانه، استادانه طراحی شود خاطرات می‌توانند در گوشه گوشه آن پناه بگیرند. باشلار، به برخی فضاهای کمتر دیدنی خانه‌های قدیمی چون زیرزمین یا اطاق زیرشیروانی توجه خاصی دارد و بیان می‌کند که با ورود به این فضاها، انسان می‌‌تواند حالات روانی، انتزاعی و خیال‌انگیز خاصی را تجربه کند. از همین‌رو، به معماری و شهرسازی مدرن قرن 20، کاملا بی‌علاقه است چرا که به اعتقاد او، این شیوه معماری، تنوع فضایی را از فضای خانگی ما گرفته است.

سادیسم

لذت نوحه‌خوان در گریاندن مردم است با صدایش. با تمام وجود از این منش سادیسمی لذت می‌برم، گریاندن مردم با نوشته‌هایم...