>>انسانشناسی فضای خانگی
انسانشناسی فضای خانگی
بازنمایی «خانه» در تبلیغات آژانسهای املاک؛ موضوعی برای طرح یک مسئله
مروزه مراکز مشاوره املاک، از پرتعدادترین مشاغل حوزه ساختوساز در ایران هستند و به دلیل نقشی که در فرآیند سرمایهگذاری و مشارکت در ساخت دارند از تاثیرگذاری بالایی نیز بر چگونگی و تغییرات ساخت خانهها برخوردارند. از این حیث، گروه مناسبی برای بررسیهای اجتماعی و فرهنگی حوزه خانهسازی و نگرش عامه نسبت به آن محسوب میشوند. تبلیغات این صنف با موضوعیت خانه، دادههای پژوهشی مستندی درخصوص بازار مسکن و ذائقهها به حساب میآید. این تبلیغات، با نیت تهییج و تلطیف روانی مشتری و نیز اقناع او برای معامله در دفتر مذکور صورت میگیرند و به همینرو قابلیت تحلیل نشانهشناختی را دارند. یادداشت حاضر با مروری بر تعدادی از این تبلیغات در پایتخت ایران و چند شهر پیرامون آن نگاشته شده و بیش از آنکه پرسشی به یک سوال باشد، موضوعی برای یک طرح مسئله است.
ترسهای خانگی؛ مصداقی از زندگی احساسی در فضا
یکی از مواردی که در نقد معماری مدرن مطرح میشود جداسازی تجربههای احساسی و عملکردی انسانها از فضاهایی است که با آنها سروکار دارند. به عبارت دیگر، ایجاد شکاف بین زندگی عقلی و زندگی احساسی انسانها در فضا به طوری که گاه جنبه احساسی کلا به فراموشی سپرده میشود. این موضوعی است که گرچه در مورد کلیت معماری طرح شده ولی در حوزه فضای خانگی، قابلیت بسط و بحث بسیاری را دارد چرا که خانه را منشا و مبدا بسیاری از اولین تجربههای حسی بشر میدانند، تجربههایی که در طول زمان استمرار داشته و همواره در ارتباط با فضا تقویت میشوند.
یکی از مهمترین احساساتی که در مورد انسان میتوان مطرح کرد ترس است که عموما به عنوان واکنشی احساسی به تهدید یا خطر تعریف میشود. احساسی بنیادین که از سازوکارهای بقا به شمار میرود و همه انسانها از کودکی تا مرگ، بارها و در موقعیتهای مختلفی آنرا تجربه میکنند.
مروری بر آثار و اندیشههای آموس راپاپورت
آموس راپاپورت Amos Rapoport، یکی از چهرههای سرشناس معماری و طراحی شهری است که نظریات متفاوتی درباره فضا دارد، نظریاتی که بسیار بر بعد فرهنگ تاکید میکنند. از همینرو او توانسته علاوه بر حوزه معماری و طراحی شهری، در حوزه انسانشناسی نیز جای خود را به عنوان یکی از نظریهپردازان فضا تثبیت کند. نتایج پژوهشی که چند سال پیش، موسسه "طراحی شهری" بریتانیا انجام داد و در آن با روش دلفی از 3000 متخصص شهرسازی در سطح بینالمللی نظرسنجی کرد گویای نقش غیرقابل انکار راپاپورت و نظریات او در دوران معاصر است. نتایج این نظرسنجی، نام راپاپورت را در لیست 26 نویسنده برتر دنیا در نیمه دوم قرن بیستم قرار داد و کتاب «جنبه های انسانی شکل شهر» او نیز جزء 34 کتاب مرجع برتر حوزه شهرسازی شناخته شد.در مباحث نظری معماری از رویکردهای مختلفی در بررسی و مطالعه فضا یاد میشود که از آن جمله میتوان به «رویکرد تاریخی» اشاره کرد که هدف اصلی آن، تعیین قدمت بناست و از این طریق قصد دارد بنا را در شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زمان خود تحلیل کند. «رویکرد معناگرا یا سنتگرا» دغدغه شناخت نمادها و معانی و مفاهیم نهفته در اثر معماری را دارد. «رویکرد عملکردگرا» ویژگیهای کاربردی بنا را بررسی کرده و از نظر آنها همه بخشهای ساختمان باید کاربرد داشته باشد. در مقابل این رویکرد، »رویکرد فرمگرا» قرار میگیرد که بیشتر جنبههای زیباییشناسانه را مدنظر قرار میدهد تا عملکرد. تناسبات، ترکیببندیها و مسائل مربوط به زیبایی در اینجا بررسی میشوند. «رویکرد تکنولوژیگرا» هم به دنبال آشکار ساختن مظاهر تکنولوژی در بناست. «رویکرد طبیعتگرا» محیط زیست را مدنظر دارد و چرخه زندگی و انرژیهای پایدار را کانون توجه خود قرار میدهد. در کنار همه اینها میتوان از «رویکرد فرهنگی- اجتماعی» هم نام برد که هدف اصلی این دسته از معماران، شناخت جامعه و فرهنگ با استفاده از بناست و توجه ویژهای نیز بر معماری عامیانه و مردمی دارند. آموس راپاپورت از نظریهپردازان مهم این رویکرد نسبت به معماری است. مجلد ضمیمه، قصد معرفی و بررسی برخی از آرای او را دارد. در ابتدا، معرفی کوتاهی از راپاپورت ارائه شده و سپس مروری بر اندیشههای او از خلال تعدادی از کتابها و مقالاتش و نیز برخی منابع متفرقه مرتبط خواهیم داشت. جمعبندی اندیشههای راپاپورت و ذکر کتابنامهای از آثار او نیز پایانبخش مجلد حاضر خواهد بود.
متن کامل این مجلد که به ضمیمه آمده، جهت ارائه به کلاس نظریههای جدید انسانشناسی دکتر فکوهی تهیه شده است.
نگاهی به تحولات «فضای خانگی» در ایران نوسنگی
چکیده
نوسنگی، دورهایست که مهمترین ویژگی آن، تغییر در معیشت انسانهاست؛ تغییری که الگوهای موقت سکونت را به تدریج به سمت الگوی سکونت دائم در یک مکان خاص سوق میدهد. اینجاست که فضای «خانه» به عنوان فضایی متفاوت از «سرپناه«های پیش از آن متولد میشود. خانه کجاست و فضای خانگی دوران نوسنگی چه ویژگیهایی دارد؟ این مقاله با مروری بر گزارشهای باستانشناسانه نُه سایت دوران نوسنگی ایران به بررسی این مسئله میپردازد. آثار سکونتگاهی به جای مانده در تپههای گنجدره، علیکش، عبدالحسین، گوران، زاغه، چغابنوت، سنگ چخماق، حاجیفیروز و سیلک در اینجا بررسی میشوند که خود، یک بازه زمانی 2000 ساله را دربرمیگیرد. این مقاله درنهایت نشان میدهد که آنچه امروز خانه نامیده میشود درحقیقت با مفهوم «انباشت» شکل میگیرد، انباشت فعالیتها و فضاهای مختلف در یک جا. این اندیشهایست که مهمترین نمود آن را در شکلگیری فضای «انباری» میتوان دید.
واژگان کلیدی: خانه، فضا، نوسنگی، ایران
متن کامل این مقاله در فایل ضمیمه موجود است.
فضای خانگی و شخصیت
صحبت از انسان و زندگی انسانی همواره با مفهومی آشنا ولی پیچیده گره خورده، مفهومی که سالهاست اندیشمندان مختلف درصدد تعریف و بررسی آن برآمدهاند. فرهنگ، همین مفهوم مورد مناقشه است. عدهای آنرا یک نظام ذهنی و انتزاعی معرفی میکنند و عدهای دیگر، مادیات و دستساختههای بشری را تبلور آن میدانند. در این بین، مکتب "فرهنگ و شخصیت"اما به هیچکدام از این تعاریف قائل نیست. این مکتب که در محدوده مرزی بین انسانشناسی و روانشناسی پا گرفته، فرهنگ را مجموعهای "رفتار"میداند که بیش از هر چیز در "شخصیت انسانی"متجلی میشود. از دید این مکتب، انسانها به مثابه رسانه و حاملانی هستند که فرهنگ را در درون خود پذیرفته و حفظ میکنند. بنابراین برای بررسی یک فرهنگ، کافیست افراد آن فرهنگ و رفتار و شخصیتهایشان را مطالعه کنیم، شخصیتهایی که از نظر اهالی این مکتب، برخلاف نظریه فروید، زاییده غرایز و کالبد آدمی نبوده بلکه محصول جامعه هستند. فرهنگ چگونه وارد یک فرد میشود، چه شخصیت(های)ی را میسازد و چرا؟ درنهایت، این شخصیتها چه تبعاتی را برای جامعه و اهداف آن به دنبال دارند؟ اینها مهمترین سوالات مکتب فرهنگ و شخصیت است که هرکدام از نظریهپردازانش سعی دارند از منظری به آنها بپردازند. از آنجایی که تاکنون بیشتر نظریهپردازان این مکتب، از نقش "نهادها"در شکلگیری شخصیت انسان صحبت کردهاند، این یادداشت از منظر دیگری به مسئله خواهد پرداخت و آن، تاثیر فضاها خصوصا فضای خانگی بر این مفهوم است. این مسئله، طی دهههای اخیر توسط برخی اندیشمندان مطرح شده که یکی از مهمترین آنها مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی معاصر است. در اینجا با نگاهی به آموزههای مکتب فرهنگ و شخصیت و نیز با اشارهای به نظریات و صحبتهای هایدگر، رابطه بین فضای خانگی و شخصیت، به عنوان یک مسئله قابلبررسی طرح خواهد شد.
معرفی کتاب "انسانشناسی مسکن" نوشته آموس راپاپورت
"انسانشناسی مسکن"عنوان کتابی از آموس راپاپورت است که به همت دکتر خسرو افضلیان ترجمه شده و در سال گذشته توسط انتشارات حرفه هنرمند در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. این کتاب 224 صفحهای، 6 فصل با عناوین "طبیعت و تعریف موضوع"، "نظریههای مختلف درباره شکل مسکن"،"عوامل اجتماعی- فرهنگی و شکل خانه"،" اقلیم؛ عامل تغییردهنده"،"کنستروکسیون، مصالح و تکنیک؛ عوامل تغییردهنده"،" نگاهی به امروز" را در خود جای داده است.
راپاپورت، کتابش را با ذکر این نکته آغاز میکند که مدتزمانی است باستانشناسی، مطالعه خود را از معابد و قصرها و مقابر به سمت شهر در کلیت خود معطوف کرده با اینحال "خانه که بارزترین و اصلیترین بنای مردمی است هنوز هم غالبا فراموش میشود." او سنت مردمی خانهسازی را که پیش از ظهور معماران، سنت غالب بوده، ترجمه ناخودآگاه نیازها، ارزشها، تمایلات و غرایز یک قوم دانسته و تا بدانجا پیش میرود که میگوید: "معماری مردمی، جهانبینیایست که به صورت دیگری بیان شده است."
تغییر تکنولوژی آبرسانی و تاثیرات آن بر الگوی مصرف آب
تکنولوژی یا فناوری، یکی از موضوعات محوری انسانشناسی است که در بسیاری از تعاریف فرهنگ نیز توجه ویژهای به آن شده است؛ از آن جمله میتوان به عنصر "دانش" در تعریف تایلور، عنصر "صناعات" در تعریف ویسلر، "فرآوردهها و کردوکارها" در تعریف دیکسون، "فنون علمی" در تعریف هیلر، "وسایل و کالاهای مصرفی، مهارتها، کارها و فرآیندهای علمی" در تعریف مالینفسکی، "دانش هماهنگ کردن خود با محیط" در تعریف کلاکن و کلی و... (آشوری، 1380: 71-48) اشاره کرد.
بُعد خیالانگیز فضا
گاستون باشلار (Gaston Bachelard) ، فیلسوفی فرانسوی است که بیشتر با کتاب "Poetics of Space" برای ما شناخته شده است، کتابی که بُعد شعرگونه، خیالانگیز و خاطرهانگیز فضا را مطرح میسازد. او حجم بالایی از خاطرات آدمی را "خانگی" دانسته و میگوید اگر خانه، استادانه طراحی شود خاطرات میتوانند در گوشه گوشه آن پناه بگیرند. باشلار، به برخی فضاهای کمتر دیدنی خانههای قدیمی چون زیرزمین یا اطاق زیرشیروانی توجه خاصی دارد و بیان میکند که با ورود به این فضاها، انسان میتواند حالات روانی، انتزاعی و خیالانگیز خاصی را تجربه کند. از همینرو، به معماری و شهرسازی مدرن قرن 20، کاملا بیعلاقه است چرا که به اعتقاد او، این شیوه معماری، تنوع فضایی را از فضای خانگی ما گرفته است.
مولفههای معنایی فضا؛ بررسی تطبیقی "مَطبَخ" و "آشپزخانه"
چکیده
واژگان به عنوان بخشی از زبان، مفاهیم را در خود حمل کرده و جهان را برای ذهن ما مقولهبندی میکنند. هر زبان در داخل خود، واژگان هممعنی و مترادفی دارد که همگی آنها ذهن را به یک واقعیت واحد بیرونی ارجاء میدهند. آیا "مترادف بودن" الزاما به معنی یکی بودن است؟ این مسئله وقتی جدیتر میشود که موضوع مورد اشاره، به جای یک مفهوم پیچیده انتزاعی، یک واقعیت عینی قابللمس باشد. چرا ما برای یک مابازاء فضایی یکسان، واژههای متنوعی را میشناسیم؟ دغدغه اصلی نوشتار حاضر، بررسی تمایزات معنایی دو واژه "مطبخ" و "آشپزخانه" است که اغلب برای نامیدن یک بخش از فضای خانگی به کار میروند. آیا مطبخ، همان آشپزخانه است، چه تمایزاتی بین آنها وجود دارد؟ این مقاله با استناد به تحلیل واژگان و نیز ساختار کالبدی-کارکردی این فضاها، مولفههای معنایی هرکدام را استخراج کرده و درنهایت، تمایزات میان این دو مفهوم را قالب تعدادی دوگانه به تصویر میکشد. به عبارت دیگر نشان میدهد که گرچه امروز، مطبخ (چه در لغتنامهها و چه در محاورات روزمره فارسیزبان)، معادل آشپزخانه آورده میشود ولی درواقع، مطبخ همان آشپزخانه نیست. این، اصلی است که معنیشناسان از آن تحت عنوان" ناممکن بودن هممعنایی مطلق کلمات" یاد میکنند. توصیفهای استفاده شده در این مقاله اغلب از طریق مشاهده خود نگارنده از فضا و نیز مصاحبه با تعدادی از افراد میانسال حاصل شده است.
کلیدواژگان
هممعنایی، مولفههای معنایی، مطبخ، آشپزخانه، واژگان، فضا
فراخوانِ طبیعت به خانه
جنگهای طولانی، بخشی از گذشته بشر بودهاند، جنگهایی که علاوه بر هزینههای اقتصادی و جانی، دوریها و جداییهای طولانی مدتی را نیز بر دستاندرکاران و سربازان جنگی تحمیل میکردهاند. واژه "نوستالوژی" را قطعا همه ما شنیدهایم. این واژه برای اولین بار توسطی پزشکی بهکار گرفته شد که وضعیت روحی و مشکلات روانی سربازان درگیر جنگ را بررسی میکرد. مطالعات او نشان داد که دوری سربازان از سرزمین، خانه و خانوادهشان نوعی دلتنگی کشنده و عذابآور را برای آنها ایجاد کرده، نوعی اشتیاق شدید برای بازگشت به خانه. او واژه "نوستالوژی" را برای تبیین این حالت سربازان ساخت و با این کار، به ما کرد تا کلمهای مناسب برای بیان نوع خاصی از تجربههای روحی و روانیمان داشته باشیم. به تدریج، این واژه عمومیت بیشتری پیدا کرد و امروز نه تنها برای بیان غربت و دوری فرد از خانهاش، بلکه برای توصیف هر نوع "اشتیاق به بازگشت" به کار گرفته میشود. امروزه ما بسیاری از اشیاء و بخشهای زندگی خود را نوستالوژیک مینامیم و معتقدیم که آنها به گونهای عجیب و جادویی ما را به چیزی، کسی یا حسی در گذشته گره میزنند.

