>>


فرافکنی درون به فضای درونی

درباره بغرنجی‌های تعریف خانه، کمابیش بحث‌هایی شده است، از جمله این‌که خانه همزمان به ساختاری مادی و غیرمادی اشاره دارد، یعنی هم ظرف و هم مظروف را خطاب می‌کند. همچنین محلی است که می‌بایست پذیرای تجربه‌های متناقضی به صورت توامان باشد. علاوه بر این‌ها موضوعات دیگری، این پیچیدگی‌را افزایش می‌دهند. از جمله می‌توان به نوع ارتباط فرد با خانه و نیز انعکاس حالات روحی و روانی او بر خانه اشاره کرد. یادداشت حاضر، قصد نشان دادن این بُعد از دشواری تعریف خانه را دارد و نشان می‌دهد که افراد چگونه خانه را بیان کالبدی خودشان می‌دانند و گاه تا مرز یکی شدن با آن پیش می‌روند.

نمود این ارتباط را به صورت بارز، زمانی می‌توان دید که افراد به لحاظ روحی و روانی، در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند و به همین جهت، فضای خانه‌ را با تعابیری از همین دست درک می‌کنند. موارد متعددی از این یکسان‌انگاری حالت خود و خانه، در ترانه‌های عامیانه فارسی دیده می‌شود:

نقدی بر کتاب «خانه، فرهنگ، طبیعت»

 محمدرضا حائری مازندرانی، تهران، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری، 1388.

مقدمه

«خانه، فرهنگ، طبیعت» کتابی 230 صفحه‌ای از محمدرضا حائری است که عنوان فرعی «بررسی معمارانه خانه‌های تاریخی و معاصر به منظور تدوین فرآیند و معیارهای طراحی خانه» را بر خود دارد. کتابی که یکی از خروجی‌های کار پژوهشی مولف برای وزارت مسکن و شهرسازی در سال‌های 74-1372 است و بدون‌شک باید آن‌را مهم‌ترین اثر مکتوب او دانست، چنان‌که خودش هم به صورتی ضمنی به این موضوع اشاره کرده، آن‌جا که این کتاب را نتیجه سی سال مطالعه و کاوشش در حوزه معماری ایرانی می‌نامد.

معنای خانه؛ مروری بر یافته‌های یک پژوهش پدیدارشناسانه

تعریف برخی مفاهیم علی‌رغم سادگی ظاهری‌ و تجربه‌پذیر بودنشان برای گستره وسیعی از افراد، امر ساده‌ای نیست و خود به موضوع بحث‌ها و چالش‌های بسیاری تبدیل می‌شود. یکی از این مفاهیم، «خانه» است که آن‌قدر با ذهنیات و تجربیات و موقعیات روزمره بشر آمیخته شده که اغلب بدیهی به نظر می‌رسد ولی بزنگاه‌هایی وجود دارند که بغرنجی تعریف آن‌را به رخ می‌کشند، مثلا زمانی که افراد، وادار به تجربه دو فضای یکسان و هم‌نقشه و هم‌موقعیت به لحاظ کالبدی می‌شوند و احساس‌هایی متناقض را از سکونت در هرکدام بروز می‌دهند (مانند وضعیتی که این خانم مسن با اسباب‌کشی تجربه می‌‎کند و یا تجربه خوابگاه برای بسیاری از دانشجویان.) یا تبدیل جایگاه یک فضای واحد در ذهن یک فرد تنها به واسطه تجربیات متفاوتش و نه تغییرات کالبدی (مانند تغییر معنایی که به واسطه اتفاقاتی تلخ برای این پسر جوان و این خانم مسن ایجاد می‌شود.)

«ابعاد اجتماعی مسکن» و ضرورت بازخوانی آن در دوره کنونی

«ابعاد اجتماعی مسکن»، کتابی 227 صفحه‌ایست که برای اولین‌بار در سال 1363 توسط عباس مخبر به فارسی ترجمه شده و انتشارات سازمان برنامه‌وبودجه، آن‌را روانه بازار کرده است. این سند مکتوب بااهمیت درواقع یک کتاب به معنای دقیق کلمه نبوده و گزارشی از یک نشست هم‌اندیشی جهانی است که 38 سال پیش (در سال 1975) در دانمارک برگزار شده و خلاصه‌ای از نتایجش، با تاخیری حدودا 9 ساله به دست مخاطبان فارسی‌زبان رسیده است. در این نشست که به همت سازمان ملل متحد برگزار شده بود، تصمیم‌گیرانی از 25 کشور جهان از جمله ایران حضور داشتند و 34 تک‌نگاری کشوری، با هدف کلی «بهبود شرایط مسکن» مورد بررسی قرار گرفت.

«آقایان پرنده»، مستندی از ذهن‌های مهاجر

دختر جوانی که حضوری شهاب‌گونه در فیلم دارد، با صدایی گرفته از بغض و درحالی که گریه می‌کند می‌گوید: «خیلی برایم سخت بود، واقعا سخت بود. چون قرار بود با این پول ازدواج کنیم. خیلی به این پول احتیاج داشتیم. همش می‌رفتم بیرون ببینم چه‌قدر جمعیت آمده. واقعا برایمان مهم بود.»

او ظاهرا دوست یا نامزد هوتن، یکی از سه شخصیت اصلی مستند «آقایان پرنده» است. این‌را از صحنه‌ای می‌توان برداشت کرد که پس از اتمام کنسرت، دسته گلی را به او تقدیم می‌کند؛ پسری بیکار که رشته گرافیک را به دلیلی که در فیلم توضیح داده نمی‌شود نیمه‌کاره رها کرده و در بسیاری از صحنه‌ها، مشغول نقاشی روی بخش‌های مختلف یک کشتی زنگ‌زده قدیمی در شهر انزلی است.

«برادر جان، بیا بریم از خونمون»؛ نگاهی به مستند چه سرسبز بود دره ما

گرد و غبار در نور می‌درخشد، دست‌هایی از درون چاله‌، مشت مشت خاک می‌ریزد بیرون و صدایی در پس‌زمینه که سعی دارد فضا را خوفناک کند. کم‌کم تصویر پیرمردی با کلاه نمدی بر سر نیز نمودار می‌شود. صدای نفس‌نفس زدن و درنهایت، پارچه سفیدی که وقتی ناغافل بالا کشیده می‌شود  تازه می‌فهمی کفن است. این حال و هوا با تصویر کلنگی که بر زمین گورستان می‌خورد نکمیل می‌شود. سنگ‌های لحد با صلوات‌هایی که جمع بدرقه‌شان می‌کنند یکی‌یکی برداشته می‌شوند. استخوان‌ها از زیر خاک درمی‌آیند و درون کفن‌های سفیدی ریخته می‌شوند تا با قایق‌ها از این‌جا برده شوند، به جایی دیگر که قرار است خانه جدیدشان باشد. بعضی، خیرات می‌کنند و صدای ضجه و گریه جمعیت کم‌کم بلند می‌شود و در فضا می‌پیچد.

مروری بر مستند «خون است دلم برای ایران»

«خون است دلم برای ایران» عنوان مستندی 66 دقیقه‌ای به کارگردانی سید جواد میرهاشمی و تهیه‌کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است که در سال 1387 تولید شده است. موضوع این فیلم، شخصیت «منوچهر ستوده»، یکی از شاگردان بدیع‌الزمان فروزانفر از استاد معاصر زبان و ادبیات فارسی است. ستوده در زمان ساخت فیلم، پیرمردی 95 ساله است که دو سال قبل نیز به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار کشور انتخاب شده است. به واسطه مدیریت پدرش، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس آمریکایی ایران می‌گذراند.

مروری بر مستند پشت مزرعه نیشکر

«پشت مزرعه نیشکر»، عنوان مستندی حدودا 15 دقیقه‌ای از بهفر کریمی است. فیلمی مربوط به سال 1381 و برشی از زندگی یک خانواده در جنوب ایران، خانواده‌ای که خود، آینه‌ای از وضعیت یک قشر اجتماعی و درواقع نمونه‌ای از آنست. پیرمرد بیمار و خسته و ناشادی که یک «کارگر آبیار» بازنشسته است و 31 سال و یک ماه از زندگیش را در زمین‌های زراعی نیشکر جنوب گذرانده، صنعتی که از دهه 60 وارد اقتصاد ایران شده و بخش قابل توجهی از زمین‌های جنوب خوزستان را زیر کشت نیشکر برده است.

حسین: خانه‌های ما پذیرای طبیعت نیستند!

مردی 51 ساله است و اهل شکار و کوه و طبیعت. دیپلم مکانیک دارد و در گذشته، کارهای مختلفی را تجربه کرده است. تا چند ماه پیش مدیر یک شرکت خصوصی خدماتی است. موسیقی سنتی ایران را به طور حرفه‌ای کار کرده، مدتی در کنسرت‌ها سنتور زده و حالا نیز به صورت خصوصی و محدود، در خانه‌اش به علاقمندان آموزش می‌دهد. تیر و کمان را نیز به صورت حرفه‌ای کار می‌کند و از مدیران و اساتید این هیات در یکی از شهرستان‌هاست. خانه‌ای 170 متری دارد که 120 مترمربع آن ساختمان و مابقی فضای باز است.

سعید: پناه به بیرون از خانه

مردی 54 ساله، نقاش ساختمان و دارای تحصیلات سیکل است. در زندگی بیشتر به دنبال شادی و خوشی است و کمتر دغدغه ساختن و اندوختن و اندیشیدن به فردا را دارد. از جوانی، اهل کار و گردش و تفریح بوده و همیشه آن‌چه را که درمی‌آورد خرج می‌کند. فسلفه‌ای خیامی برای زندگی دارد و اهل بخشش و کمک به دیگران است. از جوانی، ماشین پیکان داشته و هنوز علاقه زیادی نسبت به آن نشان می‌دهد و همچنان پیکان‌سوار است. نقاشی ساختمان، کاری است که سال‌هاست به آن اشتغال دارد و امروز استادکار است که تعدادی کارگر زیر دستش آموزش دیده و فعالیت می‌کنند.