>>رفاقت در دنیای رقابتی امروز؛ نگاهی به کتاب انسان‌شناسی یاریگری

رفاقت در دنیای رقابتی امروز؛ نگاهی به کتاب انسان‌شناسی یاریگری


‌‌منیژه21 October 2010

 توماس مالتوس، اقتصاددان و کشیشی بود که در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 زندگی می‌کرد. او اعتقاد داشت رشد جمعیت در حالت طبیعی خود همیشه بیشتر از رشد منابع غذایی است و اگر جلوی این رشد جمعیت گرفته نشود جنگ و فقر و بیماری وفساد در جوامع انسانی بیداد خواهد کرد. این همان مفهومی است که مدتی بعد، چارلز داروین، دانشمند طبیعی‌دان مشهور قرن 19 نیز به گونه دیگری آنرا در بین موجودات زنده مطرح کرد. او معتقد بود که "تنازع بقا" راز زنده ماندن موجودات زنده است و موجودی که ضعیف‌تر باشد به مرور از بین خواهد رفت و حتی گونه آن، منقرض خواهد شد. پس از آن، تصور عمومی بر این شد که در جامعه نیز انسان برای زنده ماندن، باید قوی باشد، رقابت کند و بر سر منابع محدود، با دیگران بجنگد وگرنه مشمول همان قانون حذف طبیعی خواهد شد. مشابه این نظریه را شخص دیگری به نام جورج م. فاستر مطرح کرد و نام آنرا "خیر محدود" گذاشت. این نظریه از مطالعه دهقانان یکی از روستاهای مکزیک برداشت شده و  می‌گوید روستاییان چون معتقدند همه چیزهای مطلوب مانند ثروت، عشق، امنیت و... محدود است، در فضایی از خصومت و عدم اطمینان نسبت به هم زندگی می‌کنند و به همین‌دلیل نمی‌توانند با هم، فعالیت‌های گروهی و تعاونی داشته باشند. دکتر مرتضی فرهادی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی اما بعد از 40 سال مطالعه بر روی روستاهای ایرانی، مخالف این نظریه است و سال گذشته، کتاب خود را با نام "انسان‌شناسی یاری‌گری" در مخالفت با این قبیل افکار و نظریه‌ها منتشر کرده است.

فرهادی در این کتاب با استفاده از یافته‌های چهل سال پژوهش میدانی خود در روستاهای ایران نشان می‌دهد که اعتقاد به مفاهیمی مثل "برکت"، باعث می‌شود روستائیان ایرانی به شیوه مدنظر فاستر رفتار نکنند. او می‌نویسد: "افزون بر تجربه‌های شخصی و آموزه‌های فرهنگی و تاریخی، آموزه‌های مذهبی نیز ذهن دهقانان ایرانی را چنان از خیر محدود فیزیکی به خیر نامحدود متافیزیکی کشانده که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند تصور کنند ممکن است دندان بی‌نان و دوک بی‌پنبه وجود داشته باشد." فرهادی همچنین به وعده‌های سر خرمن و بخشش‌های موقع برداشت کشاورزان ایرانی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که آنها سنتا موقع کاشت، مشتی بذر برای پرندگان و حیوانات، مشتی برای فقرا و حتی مشتی برای دزدهای درمانده روستای همسایه می‌ریخته و موقع برداشت نیز سهم این گروه‌ها را رها کرده و برداشت نمی‌کرده‌اند! "قربون دست بسیار، چه در خوردن، چه در کار" ، یکی از ضرب‌المثل‌های مرتبط با حوزه یاری‌گری در روستاهای ایران است که فرهادی به ذکر تعداد دیگری از آنها نیز در لابه‌لای کار خود پرداخته و این را گواهی بر صادق نبودن نظریه خیر محدود در مورد جامعه ایرانی به حساب آورده است.
فصل اول این کتاب 631 صفحه‌ای که توسط انتشارات ثالث به بازار عرضه شده، با بیان مثال‌هایی از همکاری در دنیای حیوانات، آغاز شده و با به چالش کشیدن مفهوم تنازع بقا به عنوان تنها قاعده طبیعت، مفهوم تعاون بقا را به نقل از کروپوتکین مطرح می‌کند. فرهادی می‌نویسد: "مطالعات طبیعی‌دانان جدید نشان داده که فرآیند تعاون در بین گیاهان و جانوران نیز به اندازه فرهنگ انسانی صادق است." سپس به نقل مثال‌هایی از یاری‌گری در بین سایر موجودات زنده می‌پردازد: نگهداری و مراقبت حیوانات از فرزندانشان، کمک کلاغ‌ها به همنوعانشان و سوگواری جمعی و مدت‌ها پرواز کردن بر بالای سر کلاغی که مرده، قرار دادن فیل‌های مجروح در وسط گله و مراقبت از آنها توسط سایر فیل‌های سالم، نیش زدن زنبور عسل کارگر به دشمن که باعث مرگ خود او شده ولی خطر را از سر راه بقیه زنبورهای ساکن کندو دور می‌کند، همکاری بین دو گیاه سازنده گلسنگ، همکاری باکتری‌های تجزیه‌کننده نیتروژن خاک با گیاهی که این نیتروژن را می‌گیرد و مواد غذایی مورد نیاز باکتری را به او می‌دهد، لیسیدن زخم‌های سر موش‌های مجروح توسط دیگر موش‌ها، کمک پرندگان به یکدیگر درباره ساخت لانه و حتی، ضرورت با هم بودن و همکاری بین آمیب‌های تک‌سلولی که این با هم بودن، به آنها اجازه می‌دهد که بتوانند مواد سمی مورد نیاز خود را به حد کافی در اختیار بگیرند!
در بخش دیگری از این کتاب، به پیشینه همکاری در دنیا اشاره شده و نویسنده، توضیحاتی درباره تعاونی اعتباری پس‌انداز چین در 200 سال قبل از میلاد مسیح ارائه می‌دهد، تعاونی‎ای که هر کس در آن سهام می‌خریده، وام می‌گرفته و در صورت تاخیر در بازپرداخت اقساط، می‌بایست مبلغی را به عنوان جریمه پرداخت می‌کرده است. وجود پرورشگاه‌های دولتی و بیمه محصولات کشاورزی، بیمه بازنشستگی و ازکارافتادگی نیز در چین باستان مرسوم بوده است. یونان و رم باستان نیز تعاونی ویژه‌ای برای کفن و دفن داشته که هزینه تهیه قبر و برگزاری مراسم آبرومند اعضای خود را به هنگام فوت بر عهده می‌گرفته است. بیمه دولتی معلولان جنگی و نیز سازمان امور مسافرت که وظیفه جمع‌آوری اطلاعات لازم برای مسافران و تهیه تسهیلات مورد نیاز آنها را جزء وظایف خود می‌دانسته شکل دیگری از این تعاونی‌های سنتی است. در جوامع اسلامی نیز اشکال متنوعی از یاری‌گری وجود داشته که از آن جمله می‌توان به رسم رها کردن یکی دو روزه بازار از سمت همکاران اشاره کرد. این رسم در مواقعی اجرا می‌شده که فردی قصد ازدواج داشته و از نظر مالی نیز در مضیقه بوده که در این حالت، همکاران هم‌صنفش یکی دو روز بازار را به نفع او ترک می‌کردند که بتواند فروش بیشتری کرده و مخارج ازدواجش را تامین کند. بیمارستان‌های موقوفه و خیریه برای مستمندان نیز از جمله یاری‌گری‌های شناخته شده در سرزمین‌های اسلامی بوده است.
فرهادی در فصول پایانی کتاب خود، یاری‌گری و همکاری بین انسان‌ها را در سه دسته کلی جای داده و اینگونه توضیح می‌دهد:
همکاری درون‌سویه یا خودیاری: زمانی است که هر کس برای خود، کاری انجام می‌دهد اما در حضور گروه و این ویژگی در گروه بودن، یکنواختی کار را گرفته و انجام آن را لذت‌بخش‌تراز حالت فردیش می‌سازد. به عنوان نمونه می‌توان به چیدن گروهی گیاهان کوهی اشاره کرد که هرکس برای خودش می‌چیند اما همه با هم و در کنار هم این کار را انجام می‌دهند.
همکاری میان‌سویه یا همیاری: زمانی است که کمک فرد به شخص دیگری با هدف جلب کمک او در آینده و یا پاسخی به کمک او در گذشته باشد. این مدل از یاری‌گری را کمک تاخیری نیز می‌نامند که بارزترین وجهه آنرا می‌توان در انواع واره و یا رسم یادداشت کردن هدایای عروسی به منظور پس دادن آن در عروسی طرف مقابل مشاهده کرد.
همکاری برون‌سویه یا دگریاری: زمانی است که فرد از کمک به دیگری، انتظار هیچ پاداش یا کمک متقابلی ندارد و نوعی کمک بلاعوض یا بخشش محسوب می‌شود. انگیزه دگریاری غالبا یا کسب منزلت اجتماعی و یا اجر اخروی و یا تشفی روانی است. احسان به نیازمندان، شناخته‌شده‌ترین حالت این نوع از یاری‌گری است.
او در پایان، چنین نتیجه می‌گیرد که گرچه برخی شیوه‌های یاری‌گری سنتی در ایران درحال کمرنگ شدن و از بین رفتن است، ولی اشکال جدیدی از یاری‌گری زاده شده‌اند و حتی در شهرها نیز به وضوح دیده می‌شوند. از آن جمله می‌توان به صندوق‌های قرض‌الحسنه خانوادگی یا زنانه اشاره کرد. بنابراین، فرهادی، بی‌اعتقاد به نظریاتی که سعی دارند اصل اساسی حیات را رقابت و تنازع معرفی کنند، رفاقت و تعاون را به عنوان کلید حل مشکلات بشر و زندگی بهتر او از قدیم تا به امروز معرفی می‌کند.

این مطلب، ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.