>>گره انداختن دست زمانه بر تار فرش ایرانی
گره انداختن دست زمانه بر تار فرش ایرانی
این که می گویند برای قرن ها هنر ایران در مغرب زمین به واسطه فرش شناخته می شده و یا آنکه موزه های بزرگ جهان به داشتن فرش های ایرانی افتخار می کنند برای هر کس که دستی در فرش دارد کلامی آشناست. فرش ایران طی تاریخ، نامدار بوده و همواره به عنوان هدیه ای ارزشمند میان دولت مردان و کالایی گران بها میان تجار مبادله شده است. اما امروز بسیاری از اهالی فرش ایران از افت جایگاه آن سخن می گویند. برخی با زبان آمار، برخی با بیان عدم سود دهی بنگاه های اقتصادیشان و برخی هم با بیان آنکه دیگر چرخ زندگیشان را فرش بافی نمی چرخاند. دلایل متعددی در رد یا قبول نزول جایگاه فرش ایرانی آورده اند اما جدای از این ها، بی گمان فرش ایران، امروز با چالش هایی جدی رو در روست. فرش در ایران نه تنها به عنوان یک اثر هنری و نیز نه تنها به عنوان یک صنعت بلکه به عنوان یک مجموعه پیچیده فرهنگی جایگاه مهمی در فرهنگ ایرانی دارد. فرش ایرانی، هنر، صنعت، دانش بومی، اساطیر، اقتصاد و بسیاری دیگر از داشته های ما را در میان گره هایش به تار و پود خویش بافته و از این روست که برخوردی آگاهانه با این چالش ها ضروری است.
***
چالش های فرش ایران را می توان در سه سطح جهانی، ملی و محلی گروه بندی کرد. فرش ایران در سطح جهانی با مسئله ای به نام بازار مواجه است. کمتر از دو دهه پیش معتبرترین فروشنده جهانی فرش، کشور ما بود اما امروز رقیبانی چون هند، پاکستان، افغانستان، نپال، چین و ترکیه بخشی بزرگی از بازار جهانی فرش را به خود اختصاص داده اند. عملکرد سنجیده رقیبان و عملکرد ناسنجیده ما در دهه اخیر جایگاه فرش ایرانی را در بازارهای جهانی به شدت تضعیف کرده است. عدم ثبت جهانی طرح های فرش ایرانی، فرصت سرقت آنها را برای رقیبان ایجاد کرده است. نداشتن شناسنامه باعث شده فرش سایر کشورها را گاهی به نام فرش ایرانی بفروشند. عدم نظارت بر کیفیت فرش های صارداتی و پایین آمدن چشم گیر کیفیت فرش ایران در مقایسه با گذشته سبب بیاعتباری نام آن شده است. این موضوع خود با تلاش برای عضویت و اخذ استانداردهای جهانی در ارتباط است. برای نمونه اواخر دهه چهل با اخذ استاندار IWS توسط شرکت سهامی فرش ایران، فرش ایرانی در میان مشتریان خارجی خود اطمینان و اعتبار بالایی یافت. این موضوع از آنجا نشات می گیرد که داشتن این علامت به معنای تایید ضد بید، ضد آتش و مرغویبت و کیفیت پشم به کار رفته در فرش بود. در حالی که بسیاری از فرش های امروز ایران به دلیل عدم تبعیت از این دست استانداردها نمی توانند چنین اعتباری را در سطح جهانی کسب کنند. موضع دیگر، بازاریابی است. بازاریابی و تبلیغ به عنوان کلیدهای تجارت موفق در دنیای امروز غیر قابل انکار هستند. عدم شناخت ما از ویژگیهای بازار جهانی فرش و مشتریانش و کم توجهی به تبلیغات کارآمد، یکی از نقاط ضعف ما در مقابل رقیبانمان است. به این ترتیب شناسایی ویژگیهای بازارهای فعلی، بررسی رفتا رقبا، ، شناسایی و ایجاد بازارهای جدید به واسطه مطالعه و تبلیغ و نیز توجه به کیفیت کالای صادراتی از مهمترین مسائل رقابت در این بازار است.
فرش ایران در سطح ملی با مسائل پیچیده تری دست و پنجه نرم می کند. دانش، پایه اصلی در برنامه ریزی و سیاست گذاری در هر زمینه ایست. فرش هم از این قاعده مستثنی نیست. از همین رو پژوهش پیرامون فرش ایران و طبقه بندی های مختلف در موضوعات گوناگون برای آن، اولین گام است. اما این پژوهش ها در صورتی کارآمد خواهند بود که توسط نهاد متولی امر فرش در ایران به کار گرفته شوند. اما عدم تمرکز در برنامه ریزی، سیاست گذاری و اجرا، موازی کاری ها و رفتارهای ضد و نقیضی را به دنبال داشته است. سیاست گذاریها و برنامهریزی های مقطعیِ وابسته به شخص و گاها متاثر از مسائل سیاسی، از ویژگیهای سیاست ها و برنامه های چند دهه اخیر در زمینه فرش بوده است. نظارت، مسئله دیگری است که فرش ایرانی با آن مواجه است. این نظارت، از تهیه مواد اولیه تا تولید و تجارت فرش را در بر می گیرد. مواد اولیه، هم آن بخشی که در ایران تولید می شود و هم بخش اعظم دیگری که وارداتی است نیازمند نظارت است. چرا که تولید کنندگان به منظور کاهش هزینه تولید ترجیح می دهند از مواد اولیه ارزان تر استفاده کنند. نظارت بر بافت صحیح فرش و جلوگیری از بی گره بافی و چندین پود بافی نیز ضرورت دارد. یکی دیگر از مباحث مطرح در میان اهالی فرش موضوع انبوه بافی و نیز شکل گیری کارگاه های منسجم فرش بافی است که آن را از دلایل موفقیت رقیبان فرش ایران می دانند. تولید انبوه فرش اگر در معنای تولید انبوه و صنعتی یک کالای صنعتی به کار گرفته شود با ماهیت فرش دست بافت در تضاد خواهد بود. این تضاد از آنجا ناشی می شود که هر کالایی که تولید انبوه می شود یگانگی خود را به دلیل همسانی های دقیق تولید انبوه از دست می دهد اما فرش دست بافت ذاتا هنریست یگانه و ارزش آن، مانند هر هنر دیگری به یگانگی آن است، اما کارگاهی شدن اگر در معنای دیگری باشد می تواند مورد توجه قرار گیرد. اگر هدف از تشکیل کارگاه ها را ایجاد محیط های مناسب کاری، تهیه مواد اولیه مرغوب و ایجاد امکان نظارت بر آن ها و تا حد امکان، مسائلی جدای ویژگی های هنری فرش و فرش بافی تعریف کنیم؛ می تواند سودمند هم باشد. به عبارت دیگر شکل گیری کارگاه های فرش بافی نباید در تقابل با سنت فرش بافی خانگی قرار گیرد. حتی می توان از نیرو های کار متفاوتی در این دو حوزه بهره جست. بافنده فرش کارگاهی می تواند در نظام آموزشی تربیت شود و در مقابل، اجازه دهیم بافنده خانگی (غالبا روستایی و عشایری) در همان نظان سنتی و سینه به سینه و در بستر خانواده آموزش ببیند. این دو جریان می توانند فرش های متفاوتی را تولید کنند که هر یک خواهان و مشتریان خود را نیز خواهد داشت. موضوع دیگری که اهالی فرش از آن سخن می گویند مسئله طراحی فرش و تقابل میان سنت و مدرنیه در این مورد است. این که آیا طرح فرش دست بافت ایران تنها باید همان طرح های سابقه دار پیشین باشد یا آن که فرش می تواند به عنوان یک اثر هنری، پذیرای رویکردهای مدرن نیز باشد حرف و حدیث های بسیاری دارد. تاکید بیش از حد بر سنت و پیروی مو به مو از آن گاهی در مقابل خصلت یگانگی فرش قرار گرفته است. تهیه نقشه های دقیق از طرح های معروف فرش ایرانی و تولید فرش از روی آن ها، یگانگی طرح فرش را زیر سئوال برده و از ارزش آن کاسته است. این موضوع در شیوه استاد - شاگردی و سینه به سینه با خلاقیت های فردی تعدیل شده و جلوی تکرار یک طرح را می گیرد. در مورد تقابل رویکرد سنتی و مدرن در طراحی فرش شاید راه حل میانی برای آن وجود داشته باشد. در تاریخ هنر، بسیاری از سبک ها که در ابتدا تخطی از اصول هنری شناخته شده بعد ها خود به اثری ارزشمند بدل شده است. آنچه باعث ارزشمند شدن این آثار شده، شناسایی و تعریف سبک های مجزاست. در طراحی فرش دست بافت نیز شاید بتوان از این روش سود جست اما بدون شک دستیابی آن نیازمند تعریف سبک های مختلف و ارزش ها و ویژگی های هریک از آن هاست. به این ترتیب هر سبک مجریان و مخاطبان خاص خود را خواهد داشت. چالش دیگر فرش ایران، استفاده یا عدم استفاده از تکنولوژی روز است. برخی از صاحب نظران، به کارگیری تکنولوژیهای نوین را خطری در جهت صنعتی کردن فرش دست بافت می دانند. بدون شک، هنر فرش بافی باید همانند گذشته خود، به وسیله دستان هنرمند فرش باف ادامه یابد و اگر هم خلاقیتی و تغییری در بافت فرش ایرانی ضرورت داشته باشد باید از همان دستان و سر انگشتان بگذرد. جایگاه تکنولوژی در بافتن فرش نیست، بلکه تکنولوژی و خصوصا تکنولوژی اطلاعات یا به زبان دیگر کامپیوتر، باید در خدمت ثبت، مطالعه و شناخت فرش، شناسایی و رفع معایب آن، تجهیز نظام های مدیریت نیروی انسانی، شناخت و توسعه بازار و تبلیغات قراربگیرد؛ اما مسئله بسیار مهم فرش ایران، مسائل همان کسانی است که در جزء جزء مراحل تولید فرش دست بافت دخالت دارند. رنگرزان، بافندگان، رفوگران و ... این گروه نه بیمه هستند، نه دستمزدهای مناسبی دریافت می کنند و نه بازنشستگی و حمایتی دارند. بسیاری از بافندگان فرش را زنان روستایی یا شهرنشین با درآمدهای پایین تشکیل می دهند. حمایت از این سرمایه های عظیم انسانی باید دغدغه اصلی متولیان فرش ایران باشد.
در سطح محلی اما مهمترین مسئله حفظ هویت است. سفارش فرش هایی با طرح های خاص که همگی از روی یک نقشه تولید می شوند هویت فرش های محلی را مخدوش کرده است. بافتن فرشی با ویژگی های تبریز یا کاشان به واسطه طرح های تکثیر شده کامپیوتری در شهری در شرق ایران تنها سودی که دارد منفعتی شخصی و زود گذر است. تاکید بر حفظ ویژگیهای فرش های جای جای ایران می تواند خود ضامن گوناگونی تولیدات فرش ایران باشد. از سوی دیگر حمایت از شکل گیری قطب های جدید نیز مسئله قابل توجهی است. برای نمونه روستای تودشک طی چند سال گذشته فرش هایی بارز با ویژگی های خاص خود تولید کرده که می تواند نوید تولد یک هویت جدید در فرش ایران باشد.
***
این سطوح سه گانه، در عالم واقع از یکدیگر جدا نیستند. بافت فرش، نیازمند مواد اولیه و تهیه مواد اولیه، نیازمند تجارت و تجارت نیازمند برنامه ریزی است. برنامه ریزی و نظارت، خود وابسته به وجود یک متولی مشخص و قدرتمند است که از جانب دولت به وسیله قوانین حمایت شود. فرش ایران با بیش از ده میلیون شغل که مستقیم یا غیر مستقیم با آن در ارتباط است اهمیت بسیاری دارد و به همین دلیل، چگونگی حمایت و دخالت دولت در آن نیازمند مطالعه و دقت فراوان است. با تمامی چالش هایی که امروز فرش ایران با آن دست و پنجه نرم می کند و تمامی گره هایی که بر آن افتاده، فرش ایران هنوز در موزه های معروف جهان جای دارد و بسیاری خواهان داشتن فرشی بافته شده در گوشه ای از این خاک هستند. پس آنچه می ماند همت اهالی فرش و مسئولان و تصمیم گیران این حوزه است تا فرش ایران دوباره در جایگاه حقیقی خود قرارگیرد.
این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

