>>انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (4)- الگوی سکونت

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (4)- الگوی سکونت


‌‌منیژه15 July 2009

 زن: می‌گم، دیدی چه زود یه سال گذشت. عیدم داره می‌رسه. آخیش! یادش بخیر! نمی‌دونی خونه مامان اینا، دم سال تحویل پای سفره هفت سین چه حالی داشتیم. می‌گم بیا عید امسال بریم خونه مامانم اینا.

مرد: اتفاقا منم داشت فکر می‌کردم سال تحویل خونه بابام باشیم خیلی خوبه. آخه می‌دونی ...

همین چند جمله می‌تواند نقطه شروع یک دعوای نو برای سال نو باشد. هر یک از زوج‌ها خواهان تجربه مجدد سال نو در خانه پدری خود هستند و پاسخ به این مسئله که زمان تحویل سال کجا باید بود؟ و در پی آن برای دید و بازدید کجاها باید رفت، یکی از مسائل فرهنگی سال نو است. مسئله‌ای فرهنگی که شاید به بهانه سال نو، هر ساله تکرار می‌شود. البته این مسئله تنها مختص سال نو نیست و می‌تواند در مناسبت‌های دیگری چون شب یلدا، سیزده‌بدر و عیدهای مذهبی نیز موضوعیت داشته باشد. در این نوشته سعی خواهیم کرد که از منظر انسان‌شناسی، گذری بر این مسئله داشته باشیم.

از نظر انسان‌شناسی، ازدواج یکی از مراحل گذار در زندگی انسان است. از ویژگی‌های مراحل گذار، آن است که پس از هر مرحله از مراحل آن، موقعیت فرد در جامعه تغییری بنیادین می‌کند. یکی از مسائلی که همواره ازدواج با خود به همراه دارد تغییر موقعیت مکانی فرد است. این موضوع را می‌توان از خلال تفکر در اصطلاحاتی چون به "خانه شوهر رفتن" و "به خانه بخت رفتن" نیز فهم کرد. در فرهنگ ما استفاده از فعل "رفتن" به تغییر مکانیِ عروس اشاره دارد. انسان‌شناسان اصطلاحاتی از قبیل "شوهر‌مکانی"، "زن‌مکانی" و "نومکانی" را برای توصیف چگونگی استقرار زوج‌های جوان پس از ازدواج ابداع کرده‌اند. زن‌مکانی چه در گذشته و چه امروز از نظر فرهنگی برای ایرانیان مطلوب نبوده است و اصطلاحاتی چون "دامادسرخانه" شاهدی بر این ادعا هستند. شیوه سنتی استقرار زوج‌های جوان در فرهنگ ایرانی، شوهر مکانی بوده است. تا یکی دو نسل پیش از این، زوج‌های جوان عموما به خانه پدری مرد می‌رفتند و هنوز هم این مسئله در برخی مناطق کشور رواج دارد. در این شیوه، شما سال نو را در خانه خودتان که بخشی از خانه پدر مرد بود و یا پای سفره هفت‌سین آن‌ها می‌گذراندید. این مسئله برای همه عادی بود و در اولین فرصت به خانه پدری زن می‌رفتید. اما شیوه مطلوب نسل جوان جامعه شهری امروز ایران نومکانی است و مسئله دقیقا از همین‌جا شروع می‌شود. خصوصا آنکه ما امروز با تغییر دیگری در حوزه ازدواج و خانواده مواجهیم و آن، گسترش دایره همسرگزینی است. منظور از این اصطلاح، محدوده‌ایست که ما می‌توانیم همسر خود را از میان آن انتخاب کنیم، گستره‌ای که امروز محدود به خویشاوندان، همسایه‌ها، هم‌قومی‌ها و همشهری‌ها نیست. گرچه در گذشته هم می‌شد ازدواج‌هایی را سراغ گرفت که در آن، افرادی از شمال کشور با جنوب آن وصلت می‌کنند اما بدون‌شک این مسئله درحال‌حاضر عمومیت بیشتری پیدا کرده است. حاصل چنین تغییری، فاصله گرفتن جغرافیایی زوج‌های جوان از هر دو خانواده یا یکی از آنهاست، فاصله‌ای که خود، این مسئله "کجا باید برویم؟" را تشدید می‌کند چرا که عملا نمی‌توان روز را به دو نیم تقسیم کرد و هر نیمه را به یکی از خانواده‌ها اختصاص داد، کاری که در گذشته، الگوی مورد استفاده بسیاری از خانواده‌های نومکان بود. چه باید کرد؟ واقعیت این است که پاسخ‌های سنتی فرهنگ به این سوال، امروز در بسیاری موارد راهگشا نبوده و حتی ایجاد تنش می‌کنند، تنش‌هایی که احتمالا بسیاری از ما تجربه‌شان کرده‌ایم. در جامعه‌ای که الگوی قالب آن نومکانی است دیگر نمی‌توان با فرمول‌ها و قواعد جامعه شوهرمکان رفتار کرد. به نوعی ما نیازمند قواعد جدیدی در این حوزه هستیم که هنوز به شکل کلی و برای جامعه فرموله نشده‌اند. اهالی علوم اجتماعی چنین وضعیتی را ویژگی جامعه در حال گذار می دانند، یعنی جامعه‌ای که از الگوهای سنتی خود به سمت الگوهایی نوین در حال حرکت است اما هنوز به آن‌ها نرسیده است. جامعه در حال گذار، میان گذشته‌اش و آینده‌ای آرمانی دست و پا می‌زند. بدون شک آنچه امروز ما با عنوان سنت و سنتی می‌خوانیم و به‌طور ضمنی به کهن بودنش اشاره داریم، روزی پدیده‌ای نو بوده است. اگر امروز الگوهای کلان اجتماعی ما که حاصل سال‌ها تجربه زندگی نیاکانمان هستند نمی‌توانند پاسخگوی نیاز ما باشند، باید دقیقا همان کاری را انجام دهیم که روزی گذشتگانمان کرده‌اند، یعنی ما باید الگویی دیگری بسازیم. اما این الگوها نمی‌تواند به سادگی و سرعت، گستردگی و عمومیت الگوهای پیشین را کسب کنند. ویژگی فردگرایی جامعه امروز، ما را نیازمند الگوهایی متعدد می‌کند که هر کدام با بخشی از جامعه ما سازگارند. راه رسیدن به این الگوها گفتگو میان زوج‌هاست. گفتگوهایی خلاقانه که به دنبال حل یک مسئله هستند و نه اثبات حقانیت خود. به عنوان مثال شاید ما ترجیح دهیم که یک سال درمیان و به صورت نوبتی، به هرکدام از پدر و مادرها سر بزنیم و یا اگر سال تحویل را با یکی از آنها می‌گذرانیم 13 به در را با دیگری باشیم. قطعا می‌توان تعداد این پیشنهادات را افزایش دهد ولی مسئله اساسی اینجاست هر تصمیمی که در این حوزه گرفته می‌شود باید زاییده شرایط خاص خانواده ما بوده و از دل تعامل و گفتگو استخراج شود. این‌ها موضوعاتی هستند که هرچند پیش‌پا افتاده و بدیهی تلقی می‌شوند ولی به هیچ وجه نباید ساده‌انگارانه از کنارشان گذشت. باید همان‌طور که هر ساله زمانی برای تمیز کردن خانه‌های خود گذاشته و به استقبال عید می‌رویم در مورد این قبیل مسائل نیز از پیش صحبت کرده و به نتیجه‌ای برسیم، نتیجه‌ای که اگر بخواهد به روز عید و لحظه خروج از خانه موکول شود احتمال ایجاد تنش را بالا می‌برد. زن: می‌گم، دیدی چه زود یه سال گذشت. عیدم داره می‌رسه. آخیش! یادش بخیر! نمی‌دونی خونه مامان اینا، دم سال تحویل پای سفره هفت سین چه حالی داشتیم. خیلی دلم می‌خواد بازم اون‌روزا تکرار بشه، کنار سفره هفت‌سین مامان اینا ولی با تو. مرد: اتفاقا منم داشتم به همین فکر می‌کردم. سفره هفت‌سین بابام اینا هم منو یاد بچگیام می‌اندازه. منم هوایی اون روزا شدم. می‌دونی مشکل کجاست؟ اینجا که سال تحویل یه لحظه اس و ما دوس داریم پای هر دو تا سفره هفت‌سین باشیم...

این مطلب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.