>>یک بَسته شبنشینی خانوادگی!
یک بَسته شبنشینی خانوادگی!
بعد از آنکه عروسیها به هتلها برده شدند، مجالس ختم و یادبود نیز از خانهها به مساجد و درنهایت به رستورانها رفتند. بهتدریج، کارت دعوتهای ولیمه حج نیز مزین به آدرس یک سالن پذیرایی شد! این مراسم، گردهماییهای فامیلی بزرگی محسوب میشوند که هرچند سال یک بار به صورت موردی برگزار شده و جمعیت زیادی هم در آنها حاضر میشوند، جمعیتی که اغلب، قالبِ تنگِ خانههای امروزی را یارای پذیرش و خدماترسانی به آنها نیست. با این استدلال بود که فرهنگ، با خروج مراسمی از این دست از فضای خانگی موافقت کرد ولی به دنبال این تغییرات، در طول سالهای اخیر، شاهد طرح مطالبات جدیدی در این حوزه هستیم. دورههای فامیلی، شبنشینیها و میهمانیهای کوچک خانوادگی (مانند افطاریهای ماه رمضان، اعیاد، شبهای یلدا، چهارشنبهسوری و...) که عموما با صرف یک غذای سبک خانگی همراهند، به فضاهای تغذیهای خارج از خانه برده میشوند. این مسئلهایست که شاید در وهله اول، بیاهمیت و حتی منطقی به نظر برسد ولی در مدت کوتاهی، به تغییرات فرهنگی وسیعی دامن خواهد زد.
ابعاد کوچک فضای خانه، محدودیتهای زندگی آپارتمانی، دشواریهای آشپزی برای جمع، ریخت و پاش و سختی شستشو و مرتب کردن خانه قبل و بعد از میهمانی، نداشتن وقت و خستگی و... از جمله استدلالهایی است که موافقان میهمانیهای خارج از خانه مطرح میکنند. آنها با طرح این مسئله که در شیوه جدید، هر دو فعالیت عمده این میهمانیها (یعنی دور هم جمع شدن و خوردن) راحتتر و با کیفیتی بهتر انجام میشود از تصمیم خود دفاع میکنند. البته استدلال آنها از جهاتی میتواند درست باشد ولی بحث اساسی، ملاحظاتی است که آنها نسبت به آن بیتوجهند. آیا مدل جدید، دقیقا مدل قدیمی را بازسازی میکند؟ در مدل جدید، چه بخشهایی از مدل قدیمی از بین میرود؟ اگر بپذیریم که هر رسمی که در فرهنگ باقی مانده حتما به نیازی از زندگی انسانهای آن فرهنگ پاسخ میداده، پس این سوال پیش میآید که با از بین رفتن این بخشهای قدیمی، چه مشکلاتی برای فرهنگ و زندگی افراد جامعه پیش خواهد آمد؟ در میهمانیهای خانگی، به بهانه غذا خوردن و در لایههای پنهانتر و عمیقتر همین فعالیت به ظاهر ساده زیستی، اتفاقات دیگری هم میافتد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - ماهیت فضای خانگی: خانه، فضایی خصوصی است که وارد شدن به آن، تنها برای کسانی مجاز خواهد بود که حدی از صمیمیت و آشنایی در این بین وجود داشته باشد. خودِ وارد شدن به خانه کسی، به صورت ضمنی، بیانگر نزدیکی میهمان و صاحبخانه است. همچنین در خانه، تنوع فضایی بیشتری وجود دارد و حاضران در جمع میتوانند به فراخور حال و هوایشان و نیازهایشان، دست به تفکیک فضا بزنند، جدا کردن فضای جوانان از دیگران، فضاهای زنانه از مردانه، کودکان از دیگران و... میتوان جمعهایی دو سه نفره و یا بیشتر تشکیل داد و یا حتی به تنهایی در گوشهای آرام گرفت و خوابید. کودکان هم فرصت بیشتری برای بازی کردن با وسایل بازی دارند. محدودیت و جبری از جهت ساعت حضور در محل برگزاری میهمانی وجود ندارد و میتوان فعالیتهای مشترک مختلفی را با هم انجام داد مثلا تماشای فیلم، دیدن آلبوم، استفاده از اینترنت و... خانه، فضایی است برای خلوت با خود و دیگری به دور از تعرض غیر؛ براساس همین تعریف میتوان گفت افراد در میهمانیهای خانگی به مراتب، احساس امنیت و راحتی بیشتری دارند و این مسئله را به صورت نمادین، حتی در ظاهر آنها نیز میتوان دید که لباسهایی راحتتر و غیررسمیتر به تن میکنند و بیپرواتر صحبت میکنند. - همکاری در فرآیند میهمانی: در گذشته، افراد برای کمک به پخت غذا، به منزل فرد میزبان رفته و فرآیند پختن غذا را به صورت جمعی انجام میدادند. حالت دیگر نیز این بود که هرکس غذایش را در خانه خودش پخته و همه در یک جا برای دور هم خوردن آن جمع میشدند. هنوز هم بازماندههایی از این سنتها وجود دارد که از آن جمله میتوان به کمکهای میهمانان به صاحبخانه در تهیه سالاد، نوشیدنی، جابهجایی غذا و ظروف و همچنین شستن و مرتب کردن سفره و آشپزخانه پس از صرف غذا اشاره کرد. همکاریهایی از این دست، نوعی کار مشترک تعریف میشوند که انجام دادن آنها باعث نزدیک شدن اعضای گروه خویشاوندی و تبادل اطلاعات و تجربیات آنها به هم میشود. - ویژگیهای غذای خانگی: در نظام سنتی، "دستپخت" معنا داشت و هرکس به واسطه غذای خاصی که در تهیه آن مهارت داشت شهرت مییافت. استفاده از غذاهای محلی ساده (مانند آبگوشت، کوفته، تاسکباب و...) بهجای غذاهای رسمی استاندارد شده یا در کنار آنها، در این تیپ از میهمانیها بیشتر به چشم میخورد. شیوه ترئینات و سفرهآرایی نیز از تنوع و خلاقیت بیشتری برخوردار بود. همچنین در شیوه خانگی پخت غذا، به پرهیزها، رژیمها و ذائقههای غذایی تک تک افراد، بیشتر توجه میشود و این خود، فرصت دیگری برای نزدیکی افراد به هم و اثبات محبتشان نسبت به یکدیگر است. - عناصرخاطرهانگیز و فرهنگی: برخی عناصر میهمانیها و غذا خوردنهای خانگی، بیشتر جنبه خاطرهانگیز دارند. از جمله میتوان به حضور یادگاریهای آشنایی از درگذشتگان و رفتگان جمع (مانند قاب عکس، ظرف و...) اشاره کرد که جمع شدن سر سفره، فرصت خوبی برای یاد کردن از آنهاست. خودِ سنت سفره پهن کردن و حول سفره در کنار هم و نزدیک هم نشستن نیز در اینجا قابل توجه است. سفره در میهمانیهایی از این دست، برخی ارزشهای فرهنگی ما را بازتولید میکند مثلا، اینکه هرکس در کجای سفره بنشیند، تا همه نیامدهاند آغاز به خوردن نکنیم، چه کسی غذا را برای بقیه بکشد، تا همه سیر نشدهاند و کنار نرفتهاند میزبان از خوردن دست نکشیده و کسی برای جمع کردن سفره اقدام نکند که همگی اینها بیانگر ارزشهای سنتیای چون احترام به بزرگتر، جمعگرایی و میهماننوازی است. اگر رابطه متقابل انسان و فضا را بپذیریم به این معنا که انسانها، فضاها را میسازند و فضاها نیز تغییراتی را بر رفتار انسانها اعمال میکنند، در آن صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برگزاری میهمانیهای خانوادگی در فضاهایی رسمی که تمام عناصر رسمیت را دارد چه تاثیری بر روابط خویشاوندی ما خواهد گذاشت؟ فضاهایی که در محدوده ساعات رسمی باید در آنها آمد و شد کنی، رسمی لباس بپوشی، رسمی صحبت کنی، رسمی در پشت یک صندلی بنشینی و رسمی مورد پذیرایی غریبههایی قرار بگیری که آنها نیز رسمی لباس پوشیدهاند و رسمی حرف میزنند و رسمی رفتار میکنند و... رسمیت موجود در فضا، غذا و روابط میهمانیهایی از این دست، به مرور حریمها و فاصلههایی در روابط افراد ایجاد کرده و به نوعی، خود را در روابط خانوادگی و فامیلی نیز تکثیر میکنند. میهمانیهای حاضرو آمادهای از این دست، حس میزبان بودن و میهمان بودن را از دو طرف گرفته و قواعد و رفتارهای فرهنگی مربوط به این دو را نیز از بین میبرند. در اینجا، میزبان، دیگر کسی نیست که از زمان و انرژی خود برای میهمان هزینه میکند و زحمت میکشد، زحمتی که پس از اتمام مراسم باید به او زنگ زد و "عذر زحمات" خواست، بلکه خود میهمان است، میهمانی که تنها هزینه میزها را حساب میکند. این شبنشینیهای خانوادگی و فامیلی، بیشتر شبیه کالاهایی هستند که به صورت بستهای از مغازهها خریده میشوند و کمترین ذوق و سلیقه شخصی در آنها لحاظ نمیشود؛ گویی تنها برای رفع تکلیف انجام میشوند! این مطلب، ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

