- نوامبر, 2008 (1)
- سپتامبر, 2008 (3)
- اوت, 2008 (10)
- ژوئیه, 2008 (3)
- مه, 2008 (5)
طرح مسئله:
!--محله اکراد نواب جنوبی که در اصطلاح عامیانه با عنوان تحقیرآمیز "عمری محله"خطاب می شود ،یک جماعت شهری است که طی سال های حکومت رضا شاه و به دنبال تبعید تعدادی از اکراد آذربایجان غربی(شهر ماکو) به مرور شکل گرفته است.این محله در حاشیه جنوب غربی شهر قزوین و بین دو ورودی همدان و رشت واقع شده و توسط رودخانه فصلی شره بند و نیز آهنگر بازار از محلات مجاور خود جدا گشته و کاربری های مسیر آن اغلب خدماتی و کارگاهی است.این منطقه، نمونه بارز یک محله ،یک جماعت قومی(کرد)، یک خرده فرهنگ مذهبی(اهل تسنن) در شهر می باشد. اکثریت ساکنان آن با هم خویشاوند هستند و همین استفاده از ساختارهای خویشاوندی در اقتصاد ، محله آنها را با جمعیتی در حدود 500 نفر به بزرگترین مرکز خرید و فروش مواد مخدر در سطح شهر تبدیل کرده است.نوع برخورد با ساکنین این محله همواره یکی از دغدغه های مسئولین انتظامی و نیز مدیریت شهری است.این تحقیق قصد دارد با اعتمادسازی و ورود به این جماعت شهری،تصویری از واقعیت های موجود در محله و فرهنگ ساکنان آن ارائه دهد که شامل شناخت نظام های خویشاوندی،اقتصادی،سیاسی،مذهبی و نیز هویت و همبستگی اهالی می باشد. در انجام این تحقیق بیشتر از مشاهده و مصاحبه با اطلاع رسان ها استفاده شده است--!.
یافته های پژوهش :
1- "عمری" هویتی ترکیبی است که وجه تسمیه آن از تعصبات مذهبی یک جامعه شیعه نشین آمده ولی عوامل دیگری چون شرارت،مواد مخدر،سکونت در محله مذکور و نیز تاریخچه مشترک نیز در آن وجود دارند.اختصاص این اسم با مشخصه خاص مذهبی بر این اهالی از خلال یک مسئله قابل درک است: حساسیت ها و تعصبات مذهبی سال های دور و نیز مذهب اکثریت جامعه قزوین که تشیع است.بهترین نمود این شکاف بین شیعه و سنی ،مراسم موسوم به "عمرکشان" است.
2- امروز کمتر تلاشی در زمینه حل مسالمت آمیز دعاوی از طریق نظام ریش سفیدی موفقیت آمیز است. اهالی محله در شرایطی نظام سنتی حل دعاوی خود را از دست داده اند که به دلیل سوابق مجرمانه خود و نداشتن سواد و اطلاعات نمی توانند آن طور که باید در سیستم قضایی کشور وارد شده و مشکلات خود را از این طریق حل کنند.
3- افراد این محل در فقدان نظام های حمایتگر دولتی،برای رفع مشکلات خود تدابیری اندیشیده اند.در این محله، افراد در ورای تمام تنش ها و نزاع های داخلی،به خانواده های محروم و فقیر خود کمک می کنند. آنها حتی لباس های مستعمل خود را به این افراد می دهند و هرچند که وضع مالی مساعدی نداشته باشند با این حال،کمک محدودی به آنها می کنند.علاوه بر این،وجود صندوق قرض الحسنه محلی که در اصطلاح بومی به آن "قره کشی" گفته می شود از جمله این سیستم هاست.در بن بست محل زندگی اطلاع رسان های من 105 سهم وجود دارد که دختران و زنان محله به طور هفتگی آنرا پرداخت می کنند.مبلغ هر سهم 1000 تومان است و قرعه کشی هر هفته توسط یکی از زنان بن بست در جلوی در خانه شان انجام می شود. مبلغ قرعه کشی در بن بست های بالاتر گاه تا یک میلیون نیز می رسد.
4- در این محله می توان مشاغل را بر مبنای "قانونی" با "غیرقانونی" بودن آن به دو دسته تقسیم کرد.دسته اول که شغل بیشتر اهالی را نیز تشکیل می دهد شامل "خرید و فروش موادمخدر و مشروبات الکلی" است.در مقابل این،از مشاغل قانونی نیز می توان یاد کرد که در طیفی از ضایعات فروشی،گازپیک نیک پرکنی،فروش لباس های دسته دوم،کارگری در سازمانهایی چون شهرداری و نیز مغازه داری در خود محله قرار می گیرد.مغازه های محله شامل بقالی و اغذیه فروشی است.با این حال،بیشتر اهالی محله به همان تجارت مواد مخدر اشتغال دارند.
5- یکی از قابل بررسی ترین موضوعات در مورد افراد این محله، شکل و میزان تعلق آنها به شخصیت های شیعه است.رفتن مستمر به امامزاده،برگزاری و حضور گسترده در مراسم تاسوعا و عاشورا و نیز نصب قاب عکس هایی از ائمه در فضای خصوصی خانه ها گواهی بر این مدعاست.ادبیات صحبت و نیز قسم ها و گواه طلبیدن ها هم در جای خود بسیار قابل بررسی اند."به جان امام امام حسین"،"یا علی"،"یا حضرت زینب" همه در صحبت ها و زبان روزمره آنها موج می زند.
6- وحدت افسانه ای این افراد هنوز هم بر سر زبان هاست و به شایعات بسیاری دامن زده است.از جمله اینکه مردم شهر فکر می کنند ساختار خانه های این افراد به گونه ای است که از داخل و با راه های زیرزمینی به هم وصل است و برای همین اغلب به راحتی از دست ماموران پلیس فرار می کنند در حالی که این تصویر بسیار غلوآمیز است.خانه ها در این محله هیچ راهی به هم ندارند و کاملا جدای از هم ساخته شده اند و اصلا نوع روابط امروز همسایه ها نیز اجازه چنین تداخلی را در فضاهای خصوصیشان به هم نمی دهد.افراد این محله صرف خویشاوندی ای که با هم دارند و شغل غیرقانونی ای که اکثریت به آن مشغولند در فرار از دست قانون به هم کمک می کنند ولی این ربطی به ساختار خانه شان ندارد.دیوار خانه ها کوتاه است و در هر حیاط ،یک نردبان وجود دارد که به دیوار وصل شده است و اجازه می دهد افراد در مواقع لزوم بدون خروج از خانه،از محله خارج شوند.
جمع بندی:
تحلیل منصفانه مسائل این محله، در گرو توجه به دو مسئله است: اولا پایبندی به رویکردی به دور از پیش داوری که امکان دیدن تمام جنبه های واقعیت را به ما می دهد.طی سال های اخیر و به دنبال عملکرد تک سویه نهادهای مسئول،آن قدر شخصیت های مجرم و نابه هنجار محله برجسته شده اند که دیگر کمتر شهروندی باور می کند این محله در کنار همه این ها داوطلب بسیجی 15 ساله ای هم دارد که جزء شهدای جنگ ما محسوب می شود و خانواده او و افراد مشابه او نیز بخشی از واقعیت های این محله اند.دوما تحلیل مشکلات امروز محله با توجه به تاریخ این افراد و مسیری که طی کرده اند تا به اینجا برسند؛ تبعید و فاصله گرفتن اجباری از ریشه ها،سال ها تعریف شدن در غالب یک دیگری و میهمان ناخوانده غیرقابل تحمل و نیز تجربه زندگی در فقر .
از جمله پیامدهای انجام این تحقیق ، برگزاری نمایشگاهی از صنایع دستی،لباس و خوراکی های محلی با تلاش یک تشکل غیردولتی و مشارکت اهالی بود که در مجموع 15 نفر از مسئولین قزوین از جمله شهردار از ان بازدید کردند.پس از آن مهدکودکی رایگان در محله تاسیس شد که هم اکنون توسط یک NGO و نیز نیروهای تربیت شده بومی اداره می شود.
...و اما افراد این محله در حال حاضر نیازمند اصلاح خودپنداره های خود هستند.آنها لازم دارند که قبل از هر چیز از جماعتی که همواره و در هر رژیم سیاسی ای بد بوده فاصله بگیرند و به اسطوه های به هنجار تاریخ و حال حاضر محله خود افتخار کنند و به این باور برسند که می توان در این شهر زندگی را به شیوه دیگری هم تجربه کرد. و تمام این ها در گرو تغییر رویه مسئولین در برخورد با محلات مسئله دار شهری و نیز توجه به مقوله فرهنگ، در تصمیم گیری ها میسر می شود.
نظرات
ارسال نظر جدید