>> انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (10) - صحبت از تابوها

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (10) - صحبت از تابوها


‌‌خورشیدچهر01 November 2010

مرد: حالا باید چی کار کنیم؟ چه‌طوری بهش بگیم دکتر چی گفته؟ اصلا باید گفت یا...
زن: گفتنش رو که باید گفت، حقشه بدونه. هرچی باشه بدن اونه، زندگی اونه و تصمیم‌گیری در این مورد هم باید با توافق خود اون باشه.
مرد: مسئله خاصی نیست‌ها، راه‌حل داره و خدا رو شکر زود هم متوجه شدیم. در مجموع همه چی خوبه ولی نمی‌دونم چرا نمی‌شه دربارش صحبت کرد.
زن: دقت کردی خود دکتر هم وقتی می‌خواست بهمون بگه، از واژه Cancerاستفاده کرد و نه سرطان... چرا؟

همان‌طور که در بالا اشاره شد گاه رفتارهایی از این دست، عجیب به نظر می‌رسد و ما با اکراه و منع‌هایی مواجه می‌شویم که چندان منطقی نیستند. ظاهرا انسان‌ها دوست ندارند و یا مجاز نیستند در زندگی خود بعضی رفتارها را انجام داده و یا حتی برخی صحبت‌ها را به زبان بیاورند. گویا پرداختن به این موضوعات، با عواقب بدی همراه است که گریبان فرد و جامعه را خواهد گرفت و با نوعی مجازات و ضرر جبران‌ناپذیر همراه است.  نمونه‌های بسیار متنوعی از این قواعد و رفتارها از جای‌جای دنیا گزارش شده است. یکی از مهمترین و شاید قابل درک‌ترین این نمونه‌ها برای ما، ممنوعیت و محدودیت ارتباط با بیگانگان است، کسانی که اغلب ناشناخته بوده و به همین دلیل، منشا انرژی‌ها و ارواح و نیت‌های بد تلقی می‌شوند.

به همین علت مواجهه با بیگانگان یا کلا منع می‌شده یا با مراسم آیینی خاصی همراه بوده که ابتدا نیروهای بد او را رانده و بعد اجازه ورود به حریم و ارتباط با دیگران به او داده شود. جیمز فریزر در کتاب خود، اسپند دود کردن و گرداندن آن دور سر مسافر (کسی که یا بیگانه است و یا مدتی با بیگانه‌ها در تماس بوده) و یا قربانی کردن زیر پای او را که در ایران و افغانستان وجود دارد بقایایی از همین تفکرات می‌نامد. حوزه ممنوعه دیگری که از بسیاری نقاط دنیا گزارش شده، ممنوعیت‌های مربوط به ارتباط با زنان در موقعیت‌های خاص است. از زنان باردار و یا زنانی که در مدت قاعدگی‌شان هستند باید دوری کرد. به همین علت زن مجبور می‌شود به کلبه‌های ویژه‌ای رفته و به دور از خانواده و دیگران زندگی کند تا این دوره طی شود. پس از آن و به شرط گذراندن آیین‌های ویژه تطهیر، دوباره اجازه بازگشت به خانواده و نزد شوهرش را خواهد داشت. در این دوران، اگر زنان از اشیائی استفاده کنند که متعلق به مردان است و یا از راهی بگذرند که مردی از آن عبور کرده با مجازات مرگ مواجه خواهند شد چرا که تصور می‌شود به این وسیله، ناپاکی خود را به دیگران نیز منتقل کرده‌اند.

در بین برخی قبایل نیز عمل ساده‌ای چون غذا خوردن مشمول چنین قواعد سخت‌گیرانه‌ایست. افراد نباید در حضور دیگران غذا و نوشیدنی بخورند چرا که تصور می‌شود در این حالت، دهان باز است و  روح می‌تواند از بدن خارج شده و یا دیگران امکان اینرا دارند که ارواح خبیث و نیروهای جادویی نحس را به داخل آن بفرستند. در چنین فرهنگ‌هایی غذا خوردن افراد یا به صورت مخفیانه و در مکان‌های دنجی صورت می‌گیرد و یا روی صورت خود به موقع خوردن غذا، پارچه‌ای می‌اندازند که دیده نشوند. این مقررات در مورد پادشاهان به شکل سخت‌گیرانه‌تری اجرا می‌شده است. فریزر در کتاب خود، از شاه لوانگا نام می‌برد که پسرش را کشت و دور شهر گرداند چون تصادفا غذا خوردن پادشاه را دیده بود و این، عملی به شدت منع شده در فرهنگ آنهاست. جوامع مختلف حرمت‌های متنوعی در زمینه پوشاندن سر، پنهان کردن مو و ناخن بریده شده، لمس کردن آدم‌های مقدس، دوری از خون، از بین بردن باقی‌مانده غذای خورده شده، اجتناب از برخی روابط جنسی و... دارند. این حرمت‌ها از حد رفتار فراتر رفته و گاه کلام و واژگان را نیز دربرمی‌گیرند. مثلا بردن نام واقعی افراد و خصوصا شخصیت‌های مقدسی چون پادشاه، منع شده است و انسان‌ها تلاش بسیاری برای مخفی نگه داشتن نام خود می‌کنند. در فرهنگ اسلامی نیز ما با حوزه‌های تابویی بسیاری مواجهیم که از آن جمله می‌توان به تابوی زن حایض، تابوی لمس میت، تابوی لمس بی‌وضوی قرآن، تابوی لمس نامحرم و ارتباط با آن و... اشاره کرد.

مواجهه با چنین مواردی بود که انسان‌شناسان را واداشت واژه "تابو"را به لیست واژگان و مفاهیم تخصصی خود اضافه کنند، واژه‌ای که برگرفته از زبان‌های پولنزیایی است و اولین بار، کاپیتان جیمز کوک در قرن 18 آنرا در سفرنامه خود از اقیانوسیه نوشت. این واژه به زبان محلی از دو بخش «تا» به معنی تفاوت و «بو» به معنی شدت تشکیل شده و به تفاوتی فاحش اشاره دارد که ذاتا خطرناک فرض می‌شود و باید از آن اجتناب کرد. بنابراین تابو به معنای نوعی ممنوعیت یا قدغن بودگی است ولی نه هر نوعی از منع، منع‌هایی که منشائی جادویی و مذهبی دارند و سرپیچی از آنها با مجازات‌هایی از جانب قوای نامرئی همراه است. همان‌طور که اشاره شد تابو می‌تواند شامل افراد، اشیاء، رفتارها و حتی لغات گردد. از نظر معتقدان، بی‌توجهی به تابو می‌تواند مریضی، مرگ و یا انواع بلاهای مختلف را برای فرد خاطی و جامعه‌اش دربرداشته باشد.   

یکی از کلیدی‌ترین موضوعاتی که در اغلب جوامع، حوزه‌های تابویی جدی‌ای را حول خود تشکیل داده مرگ است که شر آخرین محسوب می‌شود. ناشناختگی مرگ و همراه بودنش با اتفاقاتی که عموما دردناک هستند و همین‌طور همراهیش با خون (که خود از حوزه‌های تابویی است) اهمیت آنرا در این حوزه افزایش می‌دهد. مرگ و چیزهای وابسته به آن (مانند بیماری‌های سخت) عموما تابو محسوب می‌شوند و صحبت کردن از آنها به صورت ضمنی منع شده است و افراد از آن اجتناب می‌کنند. در برخی فرهنگ‌ها حتی از آوردن نام افراد متوفی خودداری می‌کنند چرا که معتقدند این کار باعث فراخواندن روح او می‌شود و جامعه را گرفتار می‌سازد. در این فرهنگ‌ها عموما از واژگان و عبارات عامی چون «خدابیامرز»، «مرحوم» و معادل‌های آن برای اشاره به متوفی استفاده می‌کنند و گاها حتی افراد خانواده پس از مرگ عزیزی، نام‌هایشان را تغییر بدهند که روح نتواند آنها را شناخته و نزدشان بازگردد.

گرچه در ابتدا این واژه به برخی رفتارهای خاص قبایل کوچک اشاره داشت اما امروز به واژه عامی تبدیل شده که مصادیق بسیاری از دنیای مدرن را نیز دربرمی‌گیرد و واژه‌ایست که عموما به جای ممنوعیت شدید و به همان معنا استفاده می‌شود. انسان‌شناسان معتقدند تابوها گرچه ممکن است در بدو امر، پوچ یا واهی به نظر برسند ولی درحقیقت، راهی برای دفاع از جامعه و افراد آسیب‌پذیر بوده و منافعی را برای جوامع در بر داشته‌اند مثلا تابوی منع زنا با محارم را در ارتباط با سلامت کودکان متولد شده تعبیر می‌کنند و تابوی منع کشتن حیوانی خاص را از جهت اهمیت اساسی آن برای اقتصاد و معیشت یک جامعه. با این حال برخی از تابوها برای زندگی امروز فایده و نتیجه قابل دفاعی نداشته و بیشتر به عنوان یادگاری‌هایی از گذشته قلمداد می‌شوند که شناختن آنها و بازاندیشی درباره‌شان می‌تواند راهگشای حل بسیاری از مسائل باشد. موضوعی که در مقدمه این بحث به آن اشاره شد و یا خود موضوع صحبت درباره مسائل جنسی و آموزش درباره آنها از جمله حوزه‌های تابویی است که عموما آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به فرد و جامعه وارد می‌آورد.

 

این مطلب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

می دونیین اول سلام صحبت کردن از اجاق کور و این حرفا هم در دنیای امروز یه جورایی تابو است. خیلی وقته کامنت مخفی تونو خوندم فقط گفتم بچه بدنیا بیاد بعدا به این دو دنیای تفاهم زنگ می زنم. همین روزا بهتون زنگ می زنم.

سلام عزیزم فقط می خواستم بهت بگم به یادتم
دوستدارت مرشته

البته این بیشتر ایرانیها هستند که از گفتن حقیقت طفره میروند و مثل خیلی از عادات بد دیگرشان به نگفتن حقیقت و سفسطه عادت کرده اند حتی نمیخواهند حقیقت زندگی خودشان را نیز باور داشته باشند و لازم نیست اون موضوع فقط مرگ باشه!!!!

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.