>>بازی های رایانه ای؛ رده بندی یا ممنوعیت
بازی های رایانه ای؛ رده بندی یا ممنوعیت
کارشناسان مسائل کودک می گویند ادبیاتی که ما با استفاده از آن با کودکمان وارد تعامل می شویم می تواند رفتارهای بعدی او را تحت تاثیر قرار دهد. آنها پیشنهاد می کنند که در صحبت با بچه ها به جای استفاده از ساختار جمله های منفی مانند "این کار را نکن" از ساختار جمله های مثبت مانند "بهتر است این کار را بکنی" استفاده نماییم، چرا که جمله اول، علاوه بر آنکه از نظر روانی کودک را برآشفته و وادار به دافعه می سازد از نظر عملی نیز راهکاری برای تغییر رفتارش به او نمی دهد ولی در عوض، جمله دوم هم نرم تر است و هم راهکار مشخصی برای کار درست در اختیار او می گذارد. اشکال بسط یافته ای از این سیاست می تواند در تصمیم گیری های شخصی و حتی سیاستگذاری های کلان اجتماعی ما موثر باشد، مثال واضحی از این تاثیر، مسئله نظارت بر بازی های رایانه ایست. بر سر اینکه این بازی ها تهدیدهای بسیاری را در کنار فرصت های بالقوه شان دارند امروز دیگر اختلاف نظری وجود ندارد اما این موضوع که چه طور باید با این تهدیدها مقابله کرد همچنان موضوع مناقشه است.
رویکردهای کلاسیک تر به نوعی سیاست حذفی یا ممنوعیت معتقدند، به این معنا که سعی می کنند از طریق برچسب غیرقانونی زدن به یک بازی، از شیوع آن جلوگیری کنند. رویکردهای جدیدتر اما با زیر سوال بردن مطلوبیت و سودمندی اینگونه از سیاست ها می گویند بهتر است به جای برخوردهای حذفی، ما به مخاطبمان نوعی آگاهی و نیز فرصت انتخاب آگاهانه بدهیم. مهمترین استدلالی که این دسته از کارشناسان به آن استناد می کنند عواقب ناخواسته اعمال خواسته ماست، به این معنی که ما با ممنوع اعلام کردن یک بازی هرگز نمی توانیم آن را از بازار و دسترس متقاضیانش کلا حذف کنیم بلکه تنها اتفاقی که در اینجا می افتد هدایت این محصولات به یکسری بازارهای سیاه و غیررسمی و زیرزمینی است. در اینجا سیاست ممنوعیت، هم باعث تبلیغ و مشهور شدن بیشتر یک محصول شده و هم متقاضی را که در اینجا اغلب کودکان و نوجوانان هستند به سمت نوعی روابط غیرقانونی و پرمخاطره سوق می دهد که با توسل به آن، محصول مورد نظرشان را تهیه کنند. در اینجا نه تنها بچه ها بیشتر به انجام یک بازی وسوسه می شوند بلکه با روابطی خطرناک نیز آشنا می شوند و از همه مهمتر، از سنین پایین، تجربه انجام کارهای خلاف و غیرقانونی را می آموزند و تمرین می کنند، و این همان نتیجه ناخواسته عمل خواسته ماست! این همان است که در ادبیات دینی ما نیز نسبت به آن هشدار داده شده است: الاِنسانُ حریصُ بِما مُنِع.
سیاست ممنوع سازی، درواقع امتداد همان سیاست "این کار را نکن" است و سیاست رده بندی، تداوم همان سیاست "بهتر است این کار را بکنی". به نظر می رسد آغاز فرآیند رده بندی بازی ها گامی درجهت آگاه سازی بازیکنان و خانواده هایشان و سوق دادن آنها به سمت نوعی انتخاب آگاهانه است که در حقیقت، فاصله گرفتن از رویکردهای پرهزینه نظارتی و تربیتی سابق محسوب می شود. این مسئله ایست که نظام رده بندی بازی های رایانه ای می بایست خود نیز به آن توجه کند.
این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است

