- سپتامبر, 2008 (3)
- اوت, 2008 (10)
- ژوئیه, 2008 (3)
- مه, 2008 (5)
- آوریل, 2008 (2)
نام دکتر جواد صفی نژاد که می آید یاد اولین جلسه ای می افتم که به عنوان مستمع آزاد سر کلاس "شیوه های آبیاری سنتی در ایران"ش شرکت کردم.از طرفی برایم عجیب بود که چرا در گروه مردم شناسی دانشکده علوم اجتماعی باید چنین واحدی تدریس شود که در ظاهر هیچ ربطی به این رشته ندارد و از طرف دیگر به دلیل تجربه ای که ترم پیش از کلاس جغرافیای انسانیش داشتم می دانستم که استاد باسوادی است.جلسه اول کلاس بود،نیامده سوالم را پرسیدم.پیرمرد کمی جواب را در دهانش مزه مزه کرد،چندباری با زبان لبش را تر نمود و بعد شروع کرد به توضیح دادن اینکه ایران کشوری کم آب است واین مسئله خواهی نخواهی بر فرهنگ ما تاثیر گذاشته است.از قنات های هیجان انگیز یزد و اصفهان گفت،از رسم زن گرفتن برای قنات ها صحبت کرد،از دعای باران و انواع و اقسام مراسم مرتبط با آب برایمان حرف زد و نیز از شیوه های مختلفی که انسان ها در فرهنگ های مختلف برای ذخیره و مدیریت توزیع آب اندیشیده اند. سپس پای تخته رفت و بر مبنای میزان ریزش باران،کشور را به دو نیمه شرقی کم آب و غربی پرآب تقسیم کرد و توضیح داد که بیشتر سیستم های تعاونی مانند بنه یا کشت گروهی مربوط به نیمه کم آب ماست و همین طور از آب گفت و گفت و گفت.در نهایت رو به من پرسید:"دخترم،حالا این مطالب ربطی به مردم شناسی پیدا کرد یا نه؟" از در که درآمدم هنوز مهلت حذف و اضافه باقی بود،واحد آبیاری را گرفتم و انصافا آموزه های آن کلاس جزء معدود آموزه های دانشگاهی است که توانسته در من ایجاد تغییر رفتاری کند.از آن روز به بعد آب و دقت در مصرف آن برای من به دغدغه ای مهم در زندگی تبدیل شده است.البته بماند که در پایان همان دوره کلاس،یک روز که خیلی دلش از دست فضای خموده داشجویان و دانشگاه گرفته بود در حالی که چشمانش پر شده بود خطاب به همه ما گفت:"در شرایطی که دنیا هر روز دارد پیشرفت می کند شما مرا به عقب نشینی علمی واداشتید!این دومین باری است که طی دوران تدریسم عقب نشینی علمی کرده و درس ها را سبک تر و سبک تر می کنم و متاسفانه می بینم که باز دانشجویان،عقب تر و عقب تر می روند."
جواد صفی نژاد در شهریور ماه 1308 در شهر ری متولد شد.پدرش خرج 7 فرزند خود را با سبزی کاری تامین می کرد.پس از اخذ لیسانس تاریخ و جغرافیا از دانشسرای عالی به عنوان استاد به استخدام دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درمی آبد.چند سالی در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی این دانشگاه به کار پژوهشی پرداخته و نهایتا در سال 1340 کارشناسی ارشد علوم اجتماعیش را از همین دانشگاه می گیرد.موضوع پایان نامه او اماکن مقدسه شهر ری است.این جمله از خود اوست:"برخی مرا مردم شناس می دانند و بعضی جغرافیدان.من توامان این دو هستم یعنی با دید جغرافیایی به مردم شناسی می پردازم.در این صورت شاید من جغرافیدان مردم شناس باشم."
از دکتر صفی نژاد تا امروز ده ها کتاب منتشر شده که "مونوگرافی روستای طالب آباد" "بنه؛نظام های سنتی زراعی در ایران"،"نظام های آبیاری سنتی در ایران"،"عشایر مرکزی ایران"،"لرهای ایران؛لر بزرگ و لر کوچک"،"سد زیرزمینی قنات وزوان میمه اصفهان"،"مبانی جغرافیای انسانی" از جمله آنهاست.در سال گذشته نیز به همت او کتاب "نان سنگک؛مطالعه مردم شناختی " که مجموعه ای از تحقیقات و نوشته های "داوود روغنی" – شاطر داوود- است منتشر شده است.در این کتاب مطالبی در خصوص شیوه طبخ،ابزارها،رسوم پیرامون این نان،بنای نانوایی،وضعیت نانوایان و دلایل اعتیادشان و... منتشر شده است.
دکتر صفی نژاد شیفته علم و پژوهش است و دقت بسیار زیادی در مشاهده و ثبت داده ها دارد.او در این سال ها همواره ماندن در ایران و پژوهش بر موضوعات مختلف را به استفاده از بورس های مختلف جهت ادامه تحصیل در خارج از ایران ترجیح داده است.دکتر صفی نژاد با تجربیات حاصل از سال ها کار میدانی در میان روستائیان وعشایر نقطه نقطه ایران، امروز استاد بازنشسته دانشگاه است ولی همچنان به کار تحقیق و پژوهش می پردازد.این مطلب را با شعری از خود او به پایان می بریم که در صفحه آخر کتابچه زندگینامه اش منتشر شده است:
نظرات
ارسال نظر جدید