- نوامبر, 2008 (1)
- سپتامبر, 2008 (3)
- اوت, 2008 (10)
- ژوئیه, 2008 (3)
- مه, 2008 (5)
این مطلب برای نشریه "سپیده دانایی" نوشته شده است.
حرف اول- فصل باران، هنگامه نبرد "تیشتر" ایزد باران با "اپوشه" دیو خشکسالى است و ایزد باران با شکست دیو خشکى، خاک را خرمى و مردم را روزی مىبخشد. از زمان شکل گرفتن این اسطوره اوستایی تا به امروز هنوز آب، مسئله مردم این سرزمین است. فلات ایران با موقعیت جغرافیایی خاص خود سرزمین خشکی است که متوسط بارندگی آن از متوسط جهانی کمتر است و نیز میزان تبخیر آن بسیار بالاست چنانکه 60 درصد از بارشش تبخیر می شود. ولی پراکندگی بارش در ایران نیز یکسان نیست و بر این اساس می توان آن را به دو نیمه شرقی کم باران و غربی پر باران تقسیم کرد. این تفاوت بارش در فرهنگ مردمان دو نیمه نیز نمود دارد. از اسطوره نبرد تیشتر و معابدهای آناهیتا ایزدبانوی آب، و نیایش و قربانی برای او گرفته تا ضرب المثل ها و قصه های عامیانه همه گویای این است که همیشه این مردم در پی آب بوده اند. اما مردمی ترین آن در مراسم "باران خواهی" و "طلب آب" جلوه می کند. مراسمی که در گوشه گوشه این سرزمین مرسوم است. باران خواهی در ایران به دو شیوه انفرادی و گروهی دیده می شود. از نمونه های انفرادی آن می توان به دزدین ناودان، شستن سر الاغ، سوار شدن بر یک شاخه به عنوان اسب، سوزاندن جمجمه خر مرده، گذاشتن منبر مسجد و امامزاده در آب و بیرون نیاوردن آنها تا آمدن باران، نهادن قیچی در زیر ناودان، وارونه گذاردن بیل در آبراه خانه ها، نوشتن نام هفت یا چهل کچل و گره زدن ریسمان و آویختن آن از ناودان اشاره کرد و از نمونه های گروهیش نیز به نماز استسقاء یا نماز باران، چمچه گلین و عروسی قنات. اکثر مراسم گروهی طلب آب و باران خواهی با ساز و آواز و رقص های آیینی، یا نماز و دعا همراه میشود. برای نمونه، به هنگام خشکسالی، مردم شهر یا روستا در جایی که رسیدن به آن جا برایشان آسان تر است جمع میشوند و پس از به جای آوردن دو رکعت نماز برای آمدن باران به درگاه خدا دعا میکنند. پس از نماز گوسفند یا گاوی را قربانی میکنند و گوشت قربانی را به نیازمندان میدهند. و یا در جایی دیگر می خوانند: «الله بده تو باران، به حرمت مزاران، گندم به زیر خاکه، از تشنگی هلاکه». از میان بسیار مراسم مرتبط، در این نوشته به توصیف سه نمونه پنجاه به در، ازدواج با قنات و عروس بارانی می پردازیم.
***
- پنجاه به در: ساکنان محله های قدیمی قزوین، پنجاهمین روز از سال نو را "پنجاه به در" نامیده و در "مسجد مقدس مصلا" جمع می شوند. مصلا، آب انباری در خیابان "راه ری" واقع در جنوب قزوین است و گفته می شود که امام رضا و یارانش هنگام گذر از قزوین در آن نمازخوانده اند و از این رو آن را محلی مقدس می دانند. اطراف مصلا را باغ های منطقه محصور کرده که مردم با حضور در آنها به تفریح و نیایش می پردازند. قزوینی ها در عصر روز 19 اردیبهشت ماه به مصلا رفته و با خواندن دو رکعت نماز باران و نیز دعای باران، به پخش نذورات خود می پردازند. پس از آن و هنگام غروب خورشید، همگی نماز مغرب و عشا را به صورت جماعت خوانده و سپس متفرق می شوند. سایت "آریابوم" نیز از مراسمی مشابه در بین زرتشتیان یزد خبر می دهد که در روز 9 اردیبهشت ماه برگزار شده و به "چله به در" معروف است. هر سال زمان برگزاری این مراسم به واسطه اطلاعیه هایی که در شهر پخش می شود مردم به این مراسم دعوت می گردند. بخشی از این مراسم،نیت کردن و کشیدن سنگ یا تکه های مهر شکسته به دیواره مصلاست که محلی ها معتقدند هر گاه آن تکه روی دیوار بند شود به حاجت خود خواهند رسید.بخشی از این مراسم نیز مانند سیزده به در بوده و خانواده ها خوراکی هایی نظیر آش رشته،غذای محلی موسوم به دیماج ،هندوانه و... با خود آورده و در باغ های اطراف مصلا در دامان طبیعت نشسته و آن را می خورند.
- ازدواج با قنات: رسمی است که در میان ساکنین مناطق خشک و کم آب ایران دیده می شود و نمونه هایی از آن نیز توسط انسان شناسان در اصفهان، اراک و چهارمحال و بختیاری گزارش شده است. محلی های برخی از نقاط این استان ها آبی را که طی حرکت در بسترش سر و صدا راه می اندازد و یا آهگی و سنگین و دیرهضم است "نر" دانسته و آب های ساکت و سبک را "ماده" تلقی می کنند و معتقدند همان طور که در جامعه انسانی، نر و ماده نیاز به ازدواج و رابطه با هم دارند آب ها هم اینگونه اند. این تفکر باعث می شود که هرگاه یکی از قنات های این نواحی آبش کم یا خشک شد نسبت به برپایی مراسم ازدواجی برای آن اقدام کنند.به عنوان مثال اگر قنات نر رو به خشکی رود آنها چنین استدلال می کنند که هوای قنات ماده را کرده و برای رسیدن به آن تغییر مسیر داده است.آنها برای منصرف کردن قنات از رفتن و نگهداشتنش،یکی از زنان روستا را انتخاب کرده و مراسم ازدواجی برایشان برپا می کنند.مهریه این زن که اغلب از میان بیوه زنان روستا انتخاب می شود توسط کل اهالی و به صورت غیرنقدی پرداخت می شود،درعوض او موظف است در زمان هایی خاص به کنار قنات رفته و برهنه در آب آن بنشیند تا خشک نشود.نکته جالب اینکه ازدواج قنات با مراسم و مناسک خاصی مانند مراسم ازدواج انسانی همراه بوده و با موسیقی و رقص و پایکوبی در پای قنات برگزار می شود.
- عروس بارانی: موسیقی، بخشی از مراسم مرتبط با طلب آب در مناطق مختلف ایران است و گاهی حتی سازهای خاص خود را نیز دارد. از جمله می توان به "دهل شیطانک" اشاره کرد که محمد رضا درویشی در دائره المعارف سازهای خود به توضیح آن می پردازد. از این ساز در مناطق کردنشین و در مراسم مختلفی از جمله "عروس بارانی" استفاده می شود. این مراسم نمادین، گویای جنگ میان خیر و شر بوده در هنگام خشکسالی در کنار چشمه یا رود خشکیده برگزار می شود. دهل شیطانک دهلی است با دسته چوبی در انتهای آن و دو دست که با چرخاندن دهل به پوست آن برخورد می کنند. در مراسم عروس بارانی، مردی با چهره ای سیاه شده دهل شیطانک را در دست می گیرد که نمادی از شر است. در این مراسم جاروهایی به دسته دهل می بندند تا در هنگام حرکت گرد و خاک کند. با آمدن مرد سیاه پوش مردم به سراغ فرد دیگری که چهره اش را با آرد سفید کرده و در نقش پهلوان و به عنوان نماد نیکی است می روند و از او می خواهند که با اژدها بجنگد. پس از نبردی نمادین، اژدها فرار می کند و مردم با سوزاندن جاروها، شکست خشکسالی را جشن می گیرند. اهالی همراه پهلوان در کوچه های ده می گردند و هر کس با نقل و کشمش و ... از او تشکر و پذیرایی می کند.
***
حرف آخر - آب انبارها و قنات های عظیم مناطق مرکزی خشک ایران در کنار مراسم و آیین های مختلف طلب آب و باران خواهی همه موید این حقیقت است که ایرانیان برای به دست آوردن آب نه تنها خود را به ابزارها و تکنیک های مختلف مجهز کرده، که با برگزاری مراسم آیینی مختلف در صدد همراه ساختن نیروهای ماورایی نیز با خواسته ها و نیازهای خود برآمده اند.
نظرات
ارسال نظر جدید