>>تولد؛ گذاری رازآلود به زندگی زمینی

تولد؛ گذاری رازآلود به زندگی زمینی


‌‌منیژه23 January 2010

حرف اول- در دنیایی که هر روز از گوشه و کنار موسسه های پژوهشی و آزمایشگاه های آن می شنویم که موجودی، سلولی و عضوی توسط محققان شبیه سازی شد و یا از گوشه و کنار بیمارستان های ان، آمار سقط جنین را می شنویم، شاید مسئله تولد و پیدایش یک موجود زنده جدید، شاید خیلی موضوع مبهم و رازآلودی نباشد، ولی نباید نادیده گرفت که همین مسئله در گذشته ای نه چندان دور، جزء مهمترین رویدادهای هر فرهنگ بوده و قصه ها و غصه های بیشماری را با خود داشته است. تولد، یکی از مهمترین مراسم "گذار" زندگی یک انسان محسوب می شده و او را از ناکجاآباد گنگ و توام با اسطوره و تخیل پیش از تولد، به این جهان خاکی کشانده و وادار به زندگی می کرده است. در افسانه های اقوام مختلف، نسبت به دنیای پیش از تولد، بحث های مفصلی شده و تصویر سازی های دقیقی صورت گرفته است. برای مثال، اهالی قوم تروبریاند معتقدند که روح انسان ها پس از مرگ به جزیره مردگان رفته و در آنجا زندگی می کند و وقتی که خسته شد، به صورت یک طفل کوچک پیش از تولد درآمده و از طریق وارد شدن به رحم یکی از زنان قبیله، دوباره وارد چرخه زندگی می شود. در چنین شرایطی، بدون شک نگاه به تولد و طفل متولد شده نمی تواند مانند نگاهی باشد که ما امروز نسبت به این رویداد طبیعی داریم. بنابراین تولد، یکی از مهمترین رویدادها در هر فرهنگی است چرا که ضامن استمرار و بقای انسان ها به عنوان حاملان آن فرهنگ است. قومیت های مختلف هرکدام بسیار پیرامون این مسئله تفکر کرده اند که حاصل این تفکرات، پیدایش آداب و رسوم مختلفی در آن فرهنگ هاست. آداب و رسوم پیچیده و گسترده ای که در عین تفاوت های ظاهریشان، شباهت های قابل توجهی هم با یکدیگر دارند. این مقاله سعی دارد با محوریت موضوع تولد، فرهنگ های مختلف بعضی از اقوام ساکن در ایران را بررسی کرده و باورها و آیین های آنها را پیرامون این رویداد به توصیف درآورد.

بریدن ناف کودک
آنچه هم از نظر فیزیکی و هم به عنوان یک حرکت نمادین، کودک را از جسم مادرش جدا کرده و به عنوان جسمی تقریبا مستقل به فرآیند حیات وارد می کند بریدن ناف است که فرهنگ های بسیاری از آن تحت عنوان "ناف بُران" یاد می کنند و به عنوان بخش مهمی در فرآیند تولد، انجام آن را با رسوم خاصی همراه می سازند، مثلا در بعضی فرهنگ ها بچه ها را در این لحظه برای هم ناف بُر می کنند که تعیین کننده شریک زندگی آینده آنهاست و یا در برخی فرهنگ ها مثل فرهنگ مردم حاجی آباد هرمزگان رسم بوده که بخش خشکیده ناف را پس از آنکه از بدن طفل جدا شد در داخل پارچه ای پیچیده و مخفیانه به خانه یکی از بزرگان روستا اندخته و نیت می کردند که فرزندشان در آینده مانند آنها به مقامات بزرگی دست یابد.

انتقال دین به کودک
یکی از مهمترین مراسمی که در آغازین روزهای تولد کودک صورت می گیرد انتقال دین آبا و اجدادی به اوست. خواندن اذان و اقامه در گوش کودک، بلافاصله پس از تولد در بین بسیاری از اقوام ایرانی وجود دارد. در بین برخی اقوام از جمله لرها نیز چنین رسم است که مقداری روغن حیوانی را با پودر قند و مقداری خاک تربت مخلوط کرده و در دهان کودک می گذارد. به این عمل گوژ کردن می گویند که همراه با ذکر نام ائمه انجام می شود. مشابه این رسم در بین برخی روستاهای آذربایجان شرقی نیز دیده می شود، از جمله اهالی روستای قاضی جهان هستند که خاک تربت امام حسین یا امام رضا را در دهان کودک می ریزند.

راندن پلیدی ها از کودک
این موضوع یکی از مهمترین سرفصل های سنت های تولد را به خود اختصاص داده و به طرق مختلف در بین اقوام گوناگون دیده می شود. گذاشتن شی ای برای راندن شیاطین در نزد کودک و یا برگزاری مراسمی خاصه به این منظور در بین اقوام مختلف دیده می شود. لرها اعتقاد ریشه داری به همزاد دارند. از نظر انها، همزاد، موجودی است که با هر کودک متولد شده و همواره با اوست و ممکن است به کودک آسیب بزند. آنها فوت کودکان را در حین تولد یا مدت کمی به پس از آن به همین همزاد نسبت می دهند و برای دور کردن و آن سایر ارواح پلید، تدابیر مختلفی اندیشیده اند. یکی از این تدابیر آن است که نوزاد را پس از تولد تا 40 روز بیرون از خانه نمی برند و اگر لازم شد، قرآن یا تکه ای نان همراهش می گذارند. گوشواره ای موسوم به "هفت محمدی" که منقوش به نام پنج تن است به گوش کودک می کنند، مهره فیروزه ای رنگی به نام کِژَک به جلوی موهای کودک می بندند تا نظرهای بد را دور کند و صمغ بدبوی خاصی به لباس او می بندند که مانع رسیدن سایر بوهای بد و مضر به کودک شود. بخشی از هرمزگانی ها نیز با باقی مانده ناف کودک که روی آن دعای" چل بُر" خوانده شده حلقه ای درست کرده و به دست و پای راست نوزاد می بندند. در بین بعضی از ترک ها نیز رسم بوده که تازه واردین به خانه طفل تازه متولد شده می بایست از زیر قنداق او عبور می کردند تا به این وسیله، چشم ها و خیال های بد دیگران خنثی شود. گذاشتن قرآن یا وان یکاد در پیش کودک و یا آویزان کردن نگین موسوم به باباقوری به گوشه لباس کودک نیز در بین قزوینی ها رایج است. صابئین مندایی ساکن در جنوب ایران نیز برای جلوگیری از آسیب رساندن جهان خاکی به نوزاد، سِکین دولا (جسمی فلزی و منقوش به نقش 4 حیوان) را به گهواره اش می بندند و با استفاده از آن، پودر مخصوصی را روی محل بریدگی ناف نوزاد ریخته اند مهر می کنند.
مراسم خاصی هم برای دور کردن پلیدی ها از کودک وجود دارد، برای مثال در بین لرها رسمی وجود داشته که در شب هفتم تولد کودک، زنان دور هم جمع شده و با سوزاندن یک عروسک پنبه ای در بالای سر کودک، به اصطلاح، همزادش را می کشته اند. این مراسم "پُمِله پِر" نام دارد. بعضی از ترک ها در هفتمین شب تولد کودک و به یمن اینکه او 6 روز پرمخاطره را پشت سر گذاشته و سالم مانده مراسم جشنی برگزار می کنند که به "یدی گئجه" موسوم است. در این مراسم، اقوام برای شام دعوت شده و پس از صرف غذا و سایر خوراکی های مخصوص، تا آخر شب، دور هم بوده و به شادی وگپ زنی می پرداختند و موقع رفتن نیز نوزاد و مادر را به مادربزرگ ها و ماما می سپارند که شب را در پیش آنها می مانند. مشابه این جشن در بین ترکمن های خراسان شمالی نیز وجود دارد و زن های فامیل در این میهمانی شرکت کرده و با غذای مخصوصی موسوم به بولامه از آنها پذیرایی می شود. بلوچ ها نیز مشابه چنین جشنی را دارند و به آن "شب ششگانی" گویند. در این شب، خانواده فرزند تازه متولد شده، میهمانانی را دعوت کرده و با قربانی ای که می کنند غذایی برایشان فراهم می آورند. این مراسم گاه تا خود صبح طول کشیده و همه بیدار می مانند چرا که معتقدند در این شب، ممکن است مادر و کودک مورد هجوم اجانین قرار بگیرند. این رسم شب زنده داری برای مراقبت از مادر و کودک در بین قزاق های ساکن ایران نیز وجود دارد و به فرصتی برای آواز خوانی و رقص و بازی های محلی جوانان تبدیل شده است.

تعیین نام کودک
تعیین نام کودک از رسوم خاصی تبعیت می کند. الموتی ها معمولا برای نوزاد در روز ششم زایمان نام تعیین می کنند. در این روز برای ناهار اقوام دور هم جمع می شوند. بعد نوزاد را داخل گهواره گذاشته و با حضور بزرگترها برای تعیین نام نوزاد مشورتش می کنند. اگر به توافق نرسند استخاره می کنند. بعد پدربزرگ، نام را در گوش راست نوزاد سه بار می گوید. لرها نیز در شب هفت تولد، پس از صرف شام از ریش سفید روستا که پیرترین مرد اهل مجلس است می خواهند تا به قرآن تفال زده و از روی آن چند نام را پیشنهاد کند، سپس کودک بین حضار دست به دست گشته و هر کس نام را در گوش او تکرار کرده و پولی را روی کمرش می گذارد.
در تویسرکان هم رسمی برای نامگذاری کودکان وجود دارد که طی آن زنان به صورت دسته جمعی این آواز را می خوانند:
بچه بچه بار بچه خدانگهدار بچه
علی علی یار بچه خدانگهدار بچه
موسیقی موسوم به "لاروشَشگانی" نیز مربوط به شب ششم تولد کودک و همچنین مراسم نامگذاری و ختنه سوران بلوچ هاست. خانواده های بلوچ معمولا نوزاد اول خود را در صورت دختر بودن به نام مادر و در صورت پسر بودن به نام پدر می خوانند. انتخاب نام روزهای هفته و نام درختان نیز برای نوزادان بلوچ رایج است. لرها در مواردی که تعداد دختران یک نفر زیاد شده باشد اسم دختر تازه متولد شده را دختربس، خدابس و... می گذارند، ترک ها نیز از معادل ترکی همین اسامی استفاده می کنند مانند قزبس. قزاق ها هم اسامی ای با ترجمه پسرباد، پسرزاد و... بر روی این دختر می گذارند. در بین لرها پسری که پس از مدت ها دعا و انتظار به دنیا آمده باشد نیز خداداد، شکرخدا و... نام می گیرد.
غسل دادن کودک
طبق اعتقاد صابئین مندایی جنوب ایران، اگر کسی در هفته اول بعد از زایمان، مادر یا نوزاد را لمس کند یک غسل یا آب کشی کامل بر او واجب می شود. اگر بعد از هفته اول تا روز سی ام آنها را لمس کند یک آبکشی بر او واجب می شود. ظروفی که با زائو نوزاد در تماسند نیز باید تعمید شوند. پس از پایان روز سی ام پس از زایمان، مادر و نوزاد می بایست غسل کنند تا بتوانند به وضعیت عادی زندگی بازآیند و پاک شوند. این رسم تقریبا در بین تمامی اقوام ساکن در ایران وجود دارد. هرمزگانی ها در روزهای سوم ، دهم و چهلم زایمان ، نوزاد را به حمام می برند که به این حمام آب سه ، ده و چهل می گویند. در بین ترک ها رسم است که نوزاد را در چهلمین روز تولد، غسل مولود می‌دادند و معمولا دایی بچه با گذاشتن سکه ای در کف دست او، ناخن هایش را می گرفته و به ابروان و چشمان نوزاد سرمه می‌کشیدند. الموتی ها نیز در روزچهلم، آب غسل چله را با استفاده از "جام چهل کلید" که از مشهد آورده اند بر سر زائو می ریزند.

حرف آخر
همان طور که از رسوم بالا برمی آید تولد، در گذشته اقوام ما با آیین های گوناگونی همراه بوده که بسیاری از آنها ریشه در تفکرات اسطوره شناختی و باورهای آن قوم داشته اند. ایران، کشوری با قومیت های بسیار متنوع است، قومیت هایی که هر کدام زبان و شیوه خاص خود را برای زندگی دارند و از همین رو در وهله اول بسیار متفاوت از هم به نظر می رسند. این مسئله تمایزات گاه چنان به چشم می آید که انسان از خود می پرسد در ورای این همه تفاوت قومی، آیا می توان از هویت واحد ایرانی صحبت کرد؟ توجه به این آیین های تولد و مشابهت های آنها می تواند پاسخ درخوری به این سوال بدهد. همان طور که در نمونه های قید شده دیده می شود در آیین تولد، عناصر و بخش هایی یافت می شوند که تقریبا در تمامی جغرافیای ایران زمین، وجود داشته و نیز عناصری که با تفاوت های ناچیزی در جای جای این کشور تکرار می شوند. توجه ویژه به هفتمین روز تولد کودک و برگزاری مراسمی جهت گذر از این روز، مراسم انتقال دین پدری به کودک، غسل، راندن پلیدی ها و... از جمله این عناصر هستند که خود می توانند شاهد گویایی بر وجود فرهنگ ایرانی باشند؛ فرهنگی که طی زمان و بر اثر سال ها همجواری اقوام ایرانی و مراوده آنها با یکدیگر حاصل شده است.

این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.