>>روشی برای ترجمه لباس های اقوام

روشی برای ترجمه لباس های اقوام


‌‌منیژه23 January 2010

گیدنز، جامعه شناس معاصر، قومیت را چنین تعریف می کند: "به دیدگاه ها و شیوه های عمل فرهنگی که اجتماع معینی از مردم را متمایز می کند اطلاق می شود. اعضای گروه های قومی، خود را از نظر فرهنگی، متمایز از گروهبندی های دیگر در جامعه می دانند و دیگران نیز آنها را همین گونه در نظر می گیرند. " او همچنین برای تشخیص گروه های قومی از یکدیگر، وجود چند عامل مشترک را ضروری می داند که از جمله آنها زبان، تاریخ یا تبار مشترک، مذهب و نیز شیوه های لباس پوشیدن و آرایش کردن است. از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که لباس، صرفا تن پوشی نیست که بدن را از آسیب های محیط حفظ کرده و کار تطبیق آن با طبیعت را انجام می دهد، بلکه معانی مختلفی با لباس حمل می شود که در مطالعات فرهنگ، بسیار حائز اهمیت است. طی تاریخ، قومیت ها لباس های خاص خود را داشته اند که متمایز از یکدیگر است. اگر لباس، فقط وسیله ای برای پوشانندگی بود، آیا ایجاد و استمرار چنین تنوعاتی در پوشاک اقوام، توجیه قابل قبولی داشت؟ چه عواملی در تعیین لباس های هر قوم نقش دارند و اگر هر لباس را به مثابه یک واژه درنظر بگیریم، زبان لباس ها را چه طور می توان فهمید؟ این یادداشت سعی دارد به این سوال پاسخ دهد.

یکی از اولین گام ها در راه تفسیر و ترجمه لباس ها، یافتن گوناگونی های آنها در هر فرهنگ و نیز طبقه بندی شان براساس همان فرهنگ است. طبقه بندی، یکی از پایه ای ترین کارهای علم است که کار مطالعه یک پدیده را آسان تر می کند و از گذشته های دور تاکنون، ذهن فیلسوفان و دانشمندان بسیاری مثل ارسطو، لینه و... را به خود مشغول کرده است. در یک فرهنگ خاص، چند دسته لباس وجود دارد؟ مثلا در فرهنگ شهری امروز جامعه ما می توان از لباس های بسیاری مثل لباس خواب، لباس ورزشی، لباس پرستاری، لباس حاملگی، لباس عروسی، لباس بچگانه، لباس حج، لباس زیر، لباس زمستانی و... نام برد. ضرورت وجودی هر کدام از این لباس ها چیست و چه عاملی در تعیین آنها نقش داشته است؟ مثلا عامل تعیین کننده لباس زمستانی: فصل، عامل تعیین کننده لباس بچگانه: سن، عامل تعیین کننده لباس پرستاری: شغل و... است. در زیر سعی می کنیم این تنوع را در قالب یک ساختار پیشنهادی، دسته بندی کنیم:
1- لباس های برگرفته از اقلیم: آب و هوای هر منطقه از حیث میزان دما، بارش و رطوبت و نیز پستی و بلندی، بر لباس مردمی که در آن ساکنند تاثیر می گذارد. نمونه های بارز این تاثیر را در لباس اقوامی مثل اسکیموها به خوبی می توان دید. در فرهنگ خودمان نیز تغییر فصول، یکی از بهترین نشانه های تاثیر اقلیم بر لباس ها هستند. وجود واژگانی مانند کفش تابستانی، کت زمستانی، بادگیر، عینک آفتابی، بارانی و... در فرهنگ ما، خود گویای این نقش تعیین کننده طبیعت بر این رفتار فرهنگی ماست.
2- لباس های برگرفته از نقش: منظور از نقش، جایگاه هایی است که افراد به محض قرار گرفتن در آنها می بایست رفتارهای خاصی را انجام دهند و به انتظارات مشخصی که دیگران از آنها دارند پاسخ گویند. افراد می توانند در عین حال، نقش های مختلفی را داشته باشند، مثلا فردی در تیم فوتبال شرکت خود بازی می کند و همزمان از داخل زمین برای فرزند خود که در بین تماشاگران نشسته چشمک می زند. در اینجا ما نمود سه نقش کارمندی، ورزشکاری و نیز خانوادگی را همزمان داریم. نقش ها نیز یکی دیگر از موارد موثر بر انتخاب لباس ها هستند. به عنوان مثال، نوعی همخوانی بین لباس گشاد و راحت زن کرد با اقلیم کوهستانی و نیز نقش ها و وظایف او بوده است که تناسبی با کفش پاشنه بلند و لباس نازک و تنگ نمی تواند داشته باشد. از مهمترین نقش های روزمره افراد می توان به این موارد اشاره کرد:
1/2- نقش های کاری: شغلی که افراد در طی روز به آن مشغولند نقش های کاری آنها را تشکیل داده و اغلب، نمودهایی نیز در لباس آنها دارد، مانند پیشبند یک آشپز، روپوش یک پژشک، لباس یک هنرپیشه، لباس غواص، لباس ضدگلوله شخصیت های سیاسی و...
2/2- نقش های خانوادگی: حضور افراد در خانه نیز با نقش های مختلف پدری و مادری و خواهری و برادری و... همراه بوده و به ما اجازه می دهد از تیپ خاصی از لباس ها که به لباس های توخانه و لباس خواب معروفند استفاده کنیم. پوشیدن لباس حاملگی برای خانم های باردار، یکی دیگر از تاثیرات نقش خانوادگی مادری بر روی لباس آنهاست.
3/2- نقش های اوقات فراغتی: رفتن به طبیعت و نیز انجام ورزش های مختلف، از مهمترین فعالیت های فراغتی در فرهنگ ما محسوب می شوند که شرایط و انتظارات ویژه ای را به افراد تحمیل می کنند. یکی از آنها مسئله لباس است. ورزش های مختلف هرکدام می توانند نقش ورزشکار را برای فرد ایجاد کرده و لباس خاصی را بر تنش بپوشانند مثلا پوشیدن لباس راحتی و کهنه هنگام رفتن به طبیعت و نیز لباس شنا، لباس جودو، لباس یوگا و...
4/2- سایر نقش ها: همچنین افراد، زمانی که وارد برخی مکان ها می شوند و نقش های ویژه ای را برعهده می گیرند می بایست از یونیفورم خاصی استفاده کنند مثلا استفاده از لباس بیمار در زمانی که انسان نقش بیمار را برعهده دارد، استفاده از لباس زندان برای زندانی ها، استفاده از لباس فرم در زمان سربازی، استفاده از لباس مدرسه در زمان تحصیل و...
بنابراین، یکی از مهمترین عواملی که لباس های روزمره ما را تعیین می کند نقش های ماست. درحقیقت، لباس در این جا جزئی از ملزومات این نقش ها و نیز ابزار انجام بهتر آن نقش محسوب شده و ماهیتی کارکردی دارند، یعنی پیشبند آشپز برای آن بسته می شود که لباس اصلی او حین کار کثیف نشود و یا لباس ایمنی کارگران حین کار، ابزاری کارآمد جهت حفظ سلامتی آنهاست.
3- لباس های برگفته از منزلت: فاکتور دیگری که در کنار اقلیم و نقش، می تواند بر نوع لباس ما تاثیر بگذارد منزلت است و منظور از آن نیز، حیثیت یا تصویر ویژه ای است که افراد به محض قرار گرفتن در برخی نقش ها و جایگاه ها آن را به دست می آورند. این مسئله، در لباس بسیاری از اقوام جهان بوده و نمودهای بسیاری نیز داشته است. کسانی که این روزها سریال پرطرفدار افسانه جومونگ را تماشا می کنند حتما صحنه هایی از این دست را بسیار به یاد دارند: پسر دوم امپراطور، پس از فرار از قصر در شب کودتا، اولین کاری که کرد تغییر لباسش بود تا بین مردم عامه شناخته نشود، همین او وقتی که بر سر پول غذا، با صاحب مغازه دعوایش شد، هویت واقعی خود را افشا کرد ولی مغازه دار، حرف او را قبول نکرد و به تمسخر گفت:" اگر می خواهی خودت را جای پسر دوم امپراطور جا بزنی حداقل لباس بهتری بپوش! " و یا همسر تسو، وقتی که می خواست اوج تحقیر را نسبت به سویا روا دارد (پس از آنکه تحقیر کلامی و تغییر جایگاه او در سطح یک ندیمه و... افاقه نکرد) با گفتن این جمله که چرا تو باید مثل اشراف زاده ها لباس بپوشی؟ به نگهبانان خود دستور داد لباس ها و جواهرات سویا را بگیرند و لباسی مندرس به تنش بپوشانند. در فرهنگ امروز خودمان نیز این ویژگی لباس وجود دارد. مثلا از قدیم رسم بوده که سیدها در مملکت ما از عبا و یا شال سبز استفاده می کرده اند و یا شخصیت های مذهبی و نیز اشراف و نجیب زادگان در بسیاری از جوامع، لباس خاص خود را داشته اند. نمونه دیگر، مراسم اعطای لباس به کسانی است که مراتبی را در فقه گذرانده اند و یا خلع همین لباس از کسانی که شایسته آن تشخیص داده نمی شوند. در بین بسیاری از اقوام ما نیز رسم است که دختران مجرد و زنان متاهل به یک شیوه، روسری های خود را گره نمی زنند. مسلما این شیوه های گره زدن، ارتباطی کارکردی با انجام بهتر نقششان نداشته و تنها از آن جهت اعمال می شود که جایگاه متفاوت این افراد نسبت از هم متمایز گردد.
4- آیین: سه عاملی که تا اینجا صحبتش شد بیشتر در تعیین لباس های روزمره ما تاثیر دارند اما ما دسته دیگری از لباس ها را نیز داریم که نه همیشه، بلکه گاه گاهی و به مناسبت های خاصی از آن استفاده می کنیم. نوع، رنگ، مدل و ویژگی های این لباس ها بیشتر از سایر انواع لباس ها توسط رسم و رسوم تعیین می شود، رسومی که می توانند ریشه در دین، تاریخ، اسطوره شناسی و یا سایر عناصر فرهنگی ما داشته باشند. این لباس ها بیشتر به عنوان بخشی از یک مراسم یا آیین استفاده می شوند. از مهمترین نمونه های آن در فرهنگ خودمان، لباس سفید عروس، لباس سیاه عزا، لباس میت، لباس حج و... است.
***

تقسیم بندی و ساختاری که در بالا ارائه شد به هیچ وجه یک مدل جامع نیست که تمامی گونه های لباس را دربربگیرد، بلکه طرحی اولیه و ابتدایی است که به این منظور تهیه شده و می بایست توسط علاقمندان دیگر تکمیل شود. از آنچه تاکنون گفته شد چنین می توان نتیجه گرفت که برای تحلیل لباس های هر قومی، ما می بایست توجه کنیم که لباس مدنظر، لباس همیشگی و روزمره آنهاست و یا لباس های آیینی و مناسبتی؟ در بین لباس های روزمره نیز ما باید مسئله اقلیم و نقش های افراد و منزلت های آنها را مدنظر قرار دهیم. نکته ای که می بایست به آن توجه داشت همپوشانی این فاکتورها بر روی هم است که گاه یک لباس در عین حال، تحت تاثیر عامل اقلیم، نقش و منزلت است. این عوامل، جدای از هم کار نمی کنند و لباس نهایی ما در نهایت، برآیندی از همه اینهاست. لباس ها خصوصا در گذشته، علاوه برآنکه تقسیم بندی های نقشی و منزلتی افراد و گروه های داخل خود را برای خود افراد جامعه مشخص می کرده اند ویژگی های مشترکی نیز داشته اند که باعث تمایز جامعه و فرهنگ آنها از دیگران می شده است؛ دیگرانی که جوامع و فرهنگ های دیگر را شامل می شده اند. این مسئله ایست که در ساختار امروز جوامع ما نیز وجود دارد. امروز در بسیاری از فرهنگ ها لباس سنتی زن ها عوض شده چرا که نقش های آنها نیز تغییر کرده است. بسیاری از زنان روستایی دیروز که از فعالین اقتصادی خانواده محسوب می شده اند به شهر آمده و خانه نشین شده اند. همین به آنها اجازه می دهد که به جای لباس محلی خود، لباس دیگری بپوشند و یا زن ها امروز در لباس هایی ظاهر می شوند که تا دیروز مردانه تلقی می شد، بدون شک، این مسئله ارتباطاتی با حضور زن ها در نقش هایی که تا دیروز زنانه تعریف نمی شد دارد. ثروتمندان و اشراف در جامعه امروز دیگر لباس هایی با شکل و شمایل گذشته خود نمی پوشند ولی همین آنها هستند که توانایی خرید لباس هایی با مارک های ویژه و با مدل های روز را دارند. حرف آخر اینکه، جوامع همیشه با نوعی تقسیم کار و نیز سلسله مراتب در خود مواجه بوده اند و این، از پیش نیازهای کارکردی وجود هر جامعه ای محسوب می شود. لباس ها نیز همواره یکی از قدیمی ترین و بهترین ابزارها جهت چنین تمایزاتی بوده اند.

این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.