>>جومونگ و ایرانی شاهنامه‌خوان

جومونگ و ایرانی شاهنامه‌خوان


‌‌منیژه23 January 2010

محققان علوم انسانی اصولا از دو نوع مجاورت صحبت می کنند: مجاورت جغرافیایی و مجاورت فرهنگی. در مجاورت جغرافیایی، عجیب نیست اگر ما با برخی فرهنگ‌های همسایه‌مان احساس نزدیکی می‌کنیم چرا که تجربه سال‌ها زیستن در کنار هم و تعامل با هم، تشابهاتی در ما ایجاد کرده ‌است. در مجاورت معنوی هم عجیب نیست اگر ما با کشوری که یک قاره از ما فاصله دارد ولی با هم هم‌کیش هستیم احساس نزدیکی کنیم چرا که یک دین، به عنوان یک الگوی واحد، می‌تواند تشابهاتی در رفتارها و اندیشه های ما ایجاد کند؛ اما استقبال جامعه ایرانی از سریال کره ای "افسانه جومونگ" می تواند عجیب تلقی شود چرا که ظاهرا در هیچ کدام از این فرمول‌های مربوط به مجاورت نمی گنجد. از نظر جغرافیایی، بین ما چندین کشور بزرگ از جمله افغانستان و پاکستان و هند و چین فاصله می اندازند، تازه گذشته از آب‌های اقیانوسکه شبه جزیره کره را دربرگرفته‌اند! از نظر دینی هم که تفاوت‌ها مشخص است. چرا مردم یک فرهنگ، این چنین جذب محصولی از فرهنگی می شوند که ظاهرا هیچ کدام از انواع مجاورت را با آنها ندارند؟ درست است که مفهوم فاصله در دنیای جدید، مفهوم دست‌کاری شده‌ایست و رسانه‌ها تعاریف جدیدی از آنها ارائه کرده‌اند ولی آیا به واقع تمامی این مجذوبیت را باید به ماهیت رسانه‌ای این داستان و یا قدرت کارگردانی فیلم نسبت داد؟

درباره استقبال جامعه ایرانی از این سریال افسانه ای کره‌ای می‌توان به چند دسته علت اشاره کرد:
- موضوع داستان:
موضوع کلی داستان جومونگ، نبرد اسطوره‌ای خیر و شر در کلیت متن زندگی است، زندگی‌ای در تمام ابعاد خود: عاشق شدن، ازدواج کردن، بچه دار شدن، مردن، جنگیدن و... این موضوع، جزء موضوع‌هایی است که اسطوره‌های فرهنگ‌های مختلف به نوعی به آن پرداخته‌اند و در ایران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد، اهمیتی که به نظر می‌رسد از آموزه‌های زرتشت به عنوان دین باستانی این کشور بی‌تاثیر نیست. پایه این دین، بر دوگانه خیر/ شر (اهورا/ اهریمن) و نبرد این دوست و در این نبرد، هر فرد انسانی می‌بایست جایگاه خود را مشخص کرده و نسبت به آن وارد عمل شود. در اسلام ایرانی هم اینکه ماجرای کربلا تا به این حد جایگاه رفیعی پیدا می‌کند می‌تواند تحت تاثیر همین ذهنیت باشد، چرا که کربلا نیز یکی از مهمترین مصاف‌های خیر و شر با هم است.
- مسئله خودی/ دیگری:
مسئله خودی/ دیگری نیز در جذب ما به یک پدیده یا دفع آن موثر است. روان‌شناسان در پاسخ به این سوال که همنام‌ها بهتر هم را جذب می‌کنند یا غیرهمنام‌ها؟ می‌گویند که این مسئله، قاعده ثابتی ندارد ولی افرادی که توامان حدودی از تشابه و تفاوت را با هم دارند از شانس بهتری برای ارتباط برخوردارند. این مسئله می‌تواند در مورد این سریال نیز صادق باشد. جامعه کُره از نظر برخی ویژگی‌ها مانند لباس، آرایش، معماری، غذا، رزمایش و... از ما متمایز است و "دیگری" محسوب می‌شود و دیگری همیشه موجودی جالب است اگر که خطری برای ما نداشته باشد. از طرف دیگر و در ورای این تفاوت‌ها می توان شباهت‌های فرهنگی بسیاری نیز بین این دو جامعه پیدا کرد، شباهت‌هایی که فرهنگ کُره را برای ما خود‌ی کرده و قابل فهم می‌سازد. از جمله این شباهت‌ها می‌توان به مثلث "خدا/ شاه/ مردم" اشاره کرد که طی تاریخ، ساختار تفکری ایرانی بر آن استوار بوده است. شاه در راه حکومت بر مردم، زمانی موفق می‌شده که فَر ایزدی یار او باشد. این دقیقا الگویی است که در تمام سریال جومونگ تکرار می‌شود و ما می بینیم که زنان مقدس و آیین‌هایی که در مواقع حساس برگزار می‌کنند چه جایگاه رفیعی در این سریال و موفقیت یا شکست شخصیت‌های آن دارد.گذشته از این، برخی ارزش‌های اخلاقی جامعه ما مانند احترام به بزرگترها، احترام به پدر و مادر، جایگاه خانواده، اهمیت عفو و بخشش به عنوان یک ارزش پسندیده، اصالت خون برای خاندان امپراطور، جایگاه زنان در ساختار قدرت و... عینا در این سریال تکرار می‌شود.
به نظر می‌رسد موفقیت سریال جومونگ بیش از آنکه به ویژگی‌های خود این سریال وابسته باشد به ویژگی‌های جامعه‌ای وابسته است که در آن به نمایش درمی‌آید. جامعه‌ای که تا دو سه دهه پیش هنوز شاهنامه‌خوانی را به عنوان یک سنت فرهنگی ریشه‌دار در دل خود داشت، سنتی که در جای جای نظام تفکری و ارزشی ایرانی رسوب کرده است. با آمدن رسانه‌ها و همه‌گیرشدنشان، به موازات کمرنگ شدن شب نشینی‌ها و فراغت‌های خانگی، سنت شاهنامه‌خوانی هم کمرنگ و کمرنگ‌تر شد تا جایی که امروز حتی در روستاها نیز نمی توان سراغ آنرا گرفت و تنها باید در خاطرات قدیمی‌ها آنرا جستجو کرد. در چنین شرایطی، استقبال از سریالی که به نوعی بازتولید چندرسانه‌ای همان مفاهیم شاهنامه‌ای است امر عجیبی نخواهد بود. حرف آخر اینکه این جومونگ نیست که جامعه ایرانی را جذب خود می‌کند بلکه جامعه ایرانی است که جومونگ را به داخل خود راه می‌دهد.

این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.