>>روزهایی برای رفتگان و آرزومندان
روزهایی برای رفتگان و آرزومندان
حرف اول: کمتر سنگی را می توان یافته که شسته نشده باشد و یا کسی بر سر آن نایستاده باشد. در گوشه و کنار کسانی را می توان دید که ظرفی در دست دارند و به هر که می رسند تعارف می کنند. این توصیف کوتاه، تصویر آشنایی است برای کسانی که در روزهای آخر سال گذرشان به قبرستان ها افتاده باشد. احترام به ارواح درگذشتگان از دیر باز در فرهنگ مردمان این سرزمین جای داشته است. نوروز، نمونه بارزی از مراسمی است که به این منظور در گذشته مان برگذار می شده است. در اندیشه کهن ایران در این روز، ارواح درگذشته گان به خانه هایشان باز می گشته اند و از همین رو مردم بر بام خانه هایشان چراغ می افروخته اند. مراسم جمعه آخر سال، بازمانده همین رسوم است. در برخی از موارد، رسوم احترام به در گذشتگان، با رقم خوردن تقدیر انسان و رسوم مرتبط با آرزوها همراه است. از نمونه های این مراسم می توان به مراسم آخرین جمعه اسفند هر سال در تهران و مناطق مرکزی ایران اشاره کرد. مراسم مشابهی نیز در برخی جمعه های ماه رجب در استان های گیلان و آذربایجان و یزد برگزار می شود. مراسم شب برات نیز نمونه دیگری است که در استان های مرکزی، خراسان و کردستان در ماه شعبان گرامی داشته می شود. عید علفه نیز نمونه دیگری است که در ادامه به توضیح آنها خواهیم پرداخت.
مراسم برات
مردم خراسان معتقدند از دوازدهم تا چهاردهم شعبان، ارواح مردگان آزادند و بازماندگانشان باید تلاش کنند تا برات آزادی آن ها و خودشان را از آتش جهنم کسب کنند. خراسانیان معتقدند در این روزها برات، انسان نو می شود و سرنوشتش رقم می خورد. روز سیزده شعبان را برات زندگان می دانند که به شکرانه سلامتی شیرینی و شکات پخش می کنند و روز چهاردهم را برات مردگان. در این روز بر سر قبور حاضر می شوند و با خواندن فاتحه و پخش خیرات و نان های سنتی، خاطره عزیزانشان را محترم می شمارند. در کاشمر، پس از اتمام مراسم روز چهاردهم و پس از نماز مغرب و عشا هر کس به تعداد آرزوهایش ترکه هایی از درخت انار یا انگور که پاک شمرده می شوند تهیه می کند. انتهای هر ترکه، تکه ای پنبه یا پارچه ای پاک می بندد و در گوشه پشت بام خانه اش قرار می دهد. پس از آن، خواسته اش را با سلام و درود بر پیامبر و امام زمان مطرح کرده و پنبه را روشن می کند.
مراسم حلحلو در بندرکنگ
روزهای پایانی نیمه اول شعبان و خصوصا روز چهاردهم آن برای اهالی بندرکنگ روز خاصی است. کودکان در انتظار بازگشت مردان از نماز مغرب هستند تا حلحلو آغاز شود. با شروع جشن، کودکان به کوچه ها می ریزند و جلوی درِ هر خانه که این روز همه باز هستند آنقدر حلحلو می گویند تا سهم خوراکی یشان را دریافت کنند. خوراکی که از دیروز تا امروز از نخودچی و کشمش و ... به چیپس و پفک و آبنبات و گاهی هم پول بدل شده است. عصر روز چهاردهم، مردان بندرکنگ پس از خواندن نماز عصر به زیارت اهل قبور می روند و زنان در خانه به خواندن قرآن و فاتحه می پردازند. اهالی بندرکنگ برای این روز ویژگی هایی قائلند از جمله اینکه در این روز اتفاقات، روزی و عمر برای یک سال رقم می خورد و نیز آنکه در این روز در آسمان درختی را که هر برگش به کسی تعلق دارد تکان می دهند و آنکه عمرش تمام شده باشد برگش می ریزد. این روز یکی از چهار روز مراسم خیرات سال قمری نیز هست. خیرات را که گاهی تخم مرغ پخته، نوعی زولبیای محلی و یا هر خوردنی دیگری است در زیباترین ظرف خانه گذاشته و برای همسایگان و آشنایان می فرستند. این کار غالبا وظیفه پسران یا دختران کوچک خانواده است. به این ترتیب، بده بستان هایی آغاز می شود که گفته می شود باید تعدادش به عدد هفت برسد. به این ترتیب چهاردهم شعبان برای مردمان بندرکنگ دو مناسبت دارد: روز خیرات و حلحلو.
شب رغائب در کلور
رغایب يا جشن مردگان، آیینی است که همه ساله از نخستين ساعات شامگاه پنجشنبه اول ماه رجب برگزار می شود. رغایب با حضور بستگان بر سر مزار نزديكان و با خيرات كردن حلواي مخصوص آمرزش درگذشتگان همراه است. یکی از مناطقی که این آیین در آن رونق داشته و امروز نیز با تغییراتی پابرجاست، شهر کلور، اطراف خلخال در حوالی اردبیل است. اهالی این منطقه که به تات و زبانشان نیز به تاتی معروف است از بازماندگان قدیمی این سرزمین محسوب می شوند. پخت و پخش حلوا و نیز فرستادن بخشی از آن به خانه نامزد زوج های جوان، بخشی از مراسم رغایب است که هم اکنون نیز در این منطقه زنده است. از سال 83 این جشن بصورت رسمی توسط شهرداری کلور برگزار می شود. عده ای از اهالی از شب قبل، در اطراف امام زاده عبدا... اتراق می کنند. این امام زاده در زير كوه "پلنگاه" و در دره اي سرسبز كه رودخانه شاهرود در آن جاري است قرار داد. اطراف محل برگزاری مراسم مانند نوروز و سیزده به در، فروشندگان محلی حضور دارند و مراسم، ترکیبی از زیارت، شستن قبور و خواندن فاتحه، پخش نذر و خرید است که با رسمی شدن آن، مراسم دیگری چون موسیقی محلی نیز به آن افزودن شده است. یکی دیگر از مراسم این روز، نوعی تفعل است. زنان، کاسه ای را از آب چشمه کنار امام زاده پر کرده و دو قطعه چوب کوچک را که سوزنی در هر یک آنها فرو کرده اند در آن می اندازند. اگر این دو به هم نزدیک شوند آن را نشانه خوش یمنی می دانند و به شادی و شعرخواندن می پردازند. در فرهنگ شیعه نیز، شب اولين جمعه ماه رجب را شبی می دانند كه حضرت خديجه تمام اموال خود را در راه اعتلاي دين اسلام به حضرت محمد بخشيده است.
***
حرف آخر: هرچند گوناگونی های بسیاری در ظاهر این قبیل مراسم دیده می شود اما همگی بر دو اصل عمده اشاره دارند: اول، احترام به درگذشتگان و دوم، خواستن آرزوها از درگاه معبود. هر دو این مراسم از جایگاه و اهمیت ارتباط انسان با عالمی دیگر خبر می دهد. چنین مراسمی را نه تنها تقریبا در تمامی اقوام ایرانی می توان دید بلکه باید گفت در تمامی فرهنگ های انسانی وجود دارد. برخی از پژوهندگان علوم اجتماعی و دین پژوهان این مراسم را میراث دوره ای از زندگی فرهنگی انسان می دانند، دوره ای که تمامی فرهنگ ها انسانی آن را درک کرده اند و از همین رو چنین مراسمی را می توان در تمامی جهان مشاهده کرد.
این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

