>>لباس اقوام و چالش های پیش روی آن
لباس اقوام و چالش های پیش روی آن
تغییر، تحول، دگرگونی و یا هر واژه دیگری که برای این مفهوم به کار ببریم مهم نیست اما این مفهوم، بخشی جدایی ناپذیر از ازندگی انسان است. هر لحظه ای که می گذرد طبیعت و فرهنگ هر دو دگرگون می شوند و این، واقعیتی است که از سطح فردی تا سطوح کلان و جهانی قابل تعمیم است. انسان در هیچ دوره ای از تاریخ خود بی تغییری را تجربه نکرده است. پس چگونه تغییر می تواند چالش ساز باشد؟ انسان در دوران حیات چندین هزارساله خود، تحولات نرمی را تجربه کرده است و این تحولات نیز با فرهنگ او مطابقت داشته اند. در دوران اخیر، اما سرعت این تغییرات به حدی بوده که فرهنگ، فرصتی برای تطبیق خود با آن نداشته و این موضوع خصوصا در کشورهایی که مدرنیته را به عنوان یک پدیده وارداتی تجربه کرده اند بسیار چشمگیرتر بوده است. لباس اقوام نیز از این تغییرات و چالش ها دور نبوده است. در این مختصر سعی خواهیم کرد به برخی از نمونه ها و دلایل این چالش ها بپردازیم.
طی دورانی که از آن با عنوان دوران مدرن یاد می شود می توان از چند عامل یاد کرد که بر لباس یا در معنای عام تر آن، پوشش مردم سرزمین های مختلف و از جمله ایران موثر بوده است. یکی از این عوامل، فرآیندهای ملت سازی است. این فرآیندها که از جلوه های بروز مدرنیته هستند در بسیاری از وجوه زندگی مردم نمود داشته اند. ملت سازی به معنای بازتعریف هویت های مردم یک پهنه جغرافیایی تحت نام یک ملت، تنها با تکیه بر ابزارهای سیاسی و اقتصادی امکان پذیر نبوده و همین موضوع، تمامی دولت ها را وادار به اعمال نظر در مسایل فرهنگی ملت هایشان کرده است. در این راستا آنچه می توان از آن به عنوان اولین گام یاد کرد تاکید بر نقاط مشترک مردم و در مقابل، تضعیف نمودهایی است که می توانند گویای نوعی از تفاوت میان ملت باشند. این رویکرد، بر این فرض استوار است که تفاوت ها می توانند یکپارچگی ملی را با مخاطراتی مواجه کنند. یکی از مهمترین این سیاست ها که از ابتدای شکل گیری دولت های ملی در قرن 19 پیاده می شد، نادیده گرفتن هویت های قومی و زبانی بود. لباس نیز یکی از اولین نمودهای فرهنگی بود که مورد توجه دولت ها قرار گرفت. ترکیه، چین و ایران در دوران رضا خان، مصداق های از این موضوعند.
به عنوان عامل دوم می توان به مهاجرت ها اشاره کرد. فرآیندهای مهاجرتی که در پی شهرنشینی و صنعتی شدن جوامع، روندی رو به رشد داشته اند همگنی مردمانی را که در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند مختل کرده اند. مهاجرت و در پی آن، زیستن در شهرهای بزرگ، نیازمند کنارگذاشتن برخی از تفاوت هاست. همان طور که لزوم وجود ابزار ارتباطی مشترک، جایگاه زبان های اقلیت را در شهرهای بزرگ در مقابل زبان اکثریت، فرودست می کند، بکارگیری لباس های قومی در شهرهای بزرگنیز می توانند انسان را به یک بیگانه تبدیل کنند. هر چند غریبه بودن، از ویژگیهای شهرهای بزرگ است اما بیگانه بودن فشارها و عواقبی دارد. بیگانه ترسی، عاملی است که این فشارها را موجب می شود و همین فشارها هستند که مهاجران را وادار به پذیرش ویژگیهای فرهنگی شهرها از جمله لباس معمول در آن ها می کند. به این ترتیب، کنار گذاشتن لباس های قومی در شهرها رفتاری در جهت عضویت در فرهنگ شهری و پذیرفته شدن در شهر است.
سومین عاملی که می توان به آن اشاره کرد رسانه است. رسانه ها از ابزارها و عناصر دوره ای هستند که آن را با عناوینی چون عصر اطلاعات و جریان هایی چون جهانی سازی و جهانی شدن مشخص می کنند. رسانه ها نیازمند پشتوانه های اقتصادی هستند و از همین رو فرهنگی را ترویج می کنند که بیش از هر چیز بر اقتصاد استوار است. فرهنگی مصرفی که طبیعتا بسیار متفاوت از فرهنگ اقوام است. به این ترتیب و حداقل در رویکردهای سنتی، رسانه ها خواسته یا ناخواسته در برابر فرهنگ اقوام و نمودهای آن قرار می گیرند. عوامل دیگری را نیز می توان به این مجموعه اضافه کرد، برای نمونه، تغییر سبک زندگی و تغییر نقش ها، تغییر اشکال سنتی کارها و شکل گیری مشاغل جدید. در واقع مدرنیته همراه خود شرایطی را پیش روی ما قرارداد و فرهنگ به دلیل سرعت بالای تغییرات، فرصتی برای همگام شدن با آنها پیدا نکرد، در نتیجه ما مجبور به انتخاب میان سنت و مدرنیته شدایم. به این ترتیب در بسیاری از موارد، سنت به نفع مدرنیته کنار زده شد و لباس از اولین داشته های فرهنگی ما بود که در این معامله معاوضه شد.
اما هیچ یک از عواملی که برشمردیم نتوانستند تمامی ما را یکسان کنند. هنوز در جای جای این کره خاکی مردم با زبان های مختلف آداب و رسوم و اعتقادات گوناگون و نیز لباس های متنوعی زندگی می کنند. هیچ دولت ملی نتوانسته اقوام را به معنای دقیق کلمه در هم آمیزد و یک ملت همگون بسازد. مهاجرت ها نیز گاهی به شکل گیری گروه های اقلیت در جوامع شهری منجر شده اند که بسیار هم بر ویژگیهای فرهنگی خود تاکید دارند. رسانه ها نیز دیگر تنها در اختیار یک عده خاص نیستند و ما امروز رسانه هایی را می توانیم ببینیم که فرهنگ قومی خاصی را تبلیغ می کنند. به این ترتیب، معادله سنتی پیشین تغییر کرده است. امروز در کنار تمایل به همسانی و بهره مندی از دستاوردهای مدرنیته، تمایل به خاص بودن و تاکید بر هویت خود نیز وجود دارد. به این ترتیب، لباس امروز با چالش جدیدی رو به روست؛ چالشی که از یک سو تمایل به همسانی با ویژگیهای روز دنیا دارد و از سوی دیگر می خواهد بر هویت و داشته های خود استوار باید. بسیاری از اهل نظر، راه حل این مساله را با عنوان "جهان محلی شدن" نام می برند. جهان محلی شدن، به توسعه پتانسیل های محلی بر مبنای روش ها و قواعد جهانی تاکید دارد. به زبانی دیگر، قصد دارد رابطه اقوام را با اقتصاد جهانی از یک رابطه مصرفی و یک طرفه، به رابطه ای دوسویه تبدیل کرده و به این ترتیب، نقش جدید و موثری برای اقوام در معادلات جهانی ایجاد نماید.
***
رویکردهای سنتی به مساله اقوام که بر همسان سازی تاکید داشته اند امروز بیش از پیش مورد تردید هستند. در رویکردهای جدید، مساله تفاوت های میان اقوام، بیش از آنکه به عنوان یک تهدید شناخته شوند به عنوان سرمایه و فرصت شناخته می شوند. زبان، موسیقی، خوراک و لباس، همه و همه عناصری هستند که اقوام گوناگون می توانند در تعاملات فرهنگی با یکدیگر مبادله کنند. برای مثال شاید برای بسیاری از زوج های شهری جالب باشد که به جای لباس سفید عروسی که به دوران ویکتوریا بازمی گردد از لباسی استفاده کنند که برگرفته از داشته های قومیشان و همسو با مقتضیات دنیای جدید باشد، و این، نمونه ای از همان رویکردی است که از آن با عنوان جهان محلی شدن یاد می شود.
این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است

