>>انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (2)- مرکزیت عالم با کیست؟

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره (2)- مرکزیت عالم با کیست؟


‌‌منیژه23 January 2010

بوی خورشت قیمه تمام خانه را برداشته، بعد از یک هفته خسته کننده پرچالش که نهارهای لقمه ای یخ زده ات را در تاکسی مسیر ونک- ولیعصر گاز زده ای و یا غذاهای همیشگی شرکت را با بی میلی در دفتر کارت خورده ای، نهار داغ خانگی ظهر جمعه، فرصت خوبی برای تجربه یک غذای "خوب" دو نفره در اولین ماه های ازدواج است. مرد، سفره را می چیند، زن، سالادها را در دو پیاله تقسیم می کند، زن، دیس برنج را می کشد و مرد به سراغ خورشت می رود. درِ قابلمه را برمی دارد و ملاقه را داخل آن می زند و ناگهان، سوالی که با آن، خنده زن بر لبش و خستگی در تنش می ماسد، درست مثل روغن یخ زده قیمه نخورده ظهر جمعه: " مگه خورشت قیمه رو این طوری درست می کنن؟ کی تو قیمه، گوشت چرخ کرده می ریزه آخه..."

صحنه هایی از این دست را بدون شک همه ما در زندگی مان تجربه کرده ایم. اهمیت این تجربه ها به قدری است که در زبان ما نیز واژگانی برای کمک به بیان آنها ایجاد شده است. شنیده اید که گاه در توصیف شیوه لباس پوشیدن کسی از اصطلاح "جواد" استفاده کنند و یا برای تحقیر کردن و زیر سوال بردن سلیقه یا رفتار دیگری، او را "دهاتی" خطاب کنند؟ چرا ما اینگونه رفتار می کنیم؟ آیا وجود چنین برخوردهایی بیانگر بروز یک مشکل یا گونه ای از بیماری در فرهنگ ماست؟ برای پاسخ به این سوال به نقشه های جغرافیایی دوران باستان سری می زنیم: یک نقشه ایرانی؛ ایران در مرکز و همسایه ها در اطراف آن تصویر شده اند. یک نقشه یونانی؛ یونان در مرکز و همسایه ها در اطراف آن قرار دارند. یک نقشه چینی؛ چین در مرکز و همسایه ها در اطراف آن جای گرفته اند. بشر همیشه تمایل دارد خود و فرهنگ خود را فرهنگ اصلی و مرکزی، و دیگران را مردمان و فرهنگ هایی حاشیه ای توصیف کند. اینکه یونانیان، غیریونانیان را به تحقیر"بربر" خوانده و عرب ها، غیر خودشان را به تمسخر"عجم" می نامیدند، دقیقا از همین حس نشات می گیرد. همان طور که می بینیم این الگوی رفتاری، در سطوح مختلف رفتار انسانی (از یک سفره خانوادگی امروزی گرفته تا مناسبات قدرت بین کشورها در طی تاریخ) تکرار می شود. انسان شناسان معتقدند اگر امری تکرار می شود بدون شک، تصادفی نیست. مطالعات انسان شناسی، در توضیح این حس مشترک انسانی، مفاهیمی را به کار می گیرد که از جمله آنها می توان به "قوم مداری" اشاره کرد. قوم مداری در کجای آن سفره جلوه می کند؟ درست در خورشت قیمه؛ آنجایی که یکی از طرفین حس می کند فرمول ازلی و ابدی پخت این غذا نقض شده، فرمولی جادویی که گویی فقط به او و خانواده و خویشانش داده شده است. درحقیقت، مرد به واسطه خورشت قیمه، با "دیگری" برخورد می کند. او در مقابل چیزی متفاوت یا ناشناخته قرار گرفته و برای فهمیدنش، به فرهنگ خودش مراجعه می کند و چون پاسخی نمی یابد کلیت ماجرا را زیر سوال می برد. سوال اساسی اینجاست که این فرمول های طلایی و جادویی که ما حس می کنیم بخشی از میراث فرهنگی و سرمایه خانوادگی مان است از کجا آمده اند، چه کسی آنها را به ما و تنها و تنها به ما داده است و چه دلیلی دارد که به دیگران داده نشده باشد؟ مطالعات انسان شناسی نشان می دهد که هیچ الگوی برتری وجود ندارد، آنچه هست فقط و فقط "تفاوت" میان فرهنگ هاست. آگاهی از وجود این مفهوم و تمایل ناخودآگاه همه ما انسان ها به پیروی از آموزه های قوم مدارانه باعث می شود که ما بتوانیم در مواجهه با دیگری، رفتار مناسب تر و متفاوت تری نسبت به گذشته داشته باشیم. این موضوع، خصوصا در شهرهای چند فرهنگی و در ازدواج های میان قومی امروزی، کلیدواژه بسیار مهمی است. *** ... زن، دیس برنج را می کشد و مرد به سراغ خورشت می رود، درِ قابلمه را برمی دارد و ملاقه را داخل آن می زند و ناگهان، چیزی در ذهنش فریاد می کشد: "خورشت قیمه با گوشت چرخ کرده؟!!" کمی مکث می کند و درحالی که با طمانینه، خورشت را در بشقاب می کشد، رو به همسرش کرده و می گوید: "تا به حال خورشت قیمه با گوشت چرخ کرده ندیده بودم. شما همیشه این طوری درستش می کنید؟ دوست دارم ببینم چه مزه ای می شه..." این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان دانشجویان کارشناسی ارشد انسان‌شناسی است که در آن مقاله‌ها و نوشته‌هایشان را منتشر می‌کنند.

حامیژه همچنین آمادگی ارائه خدمات مشاوره‌ای و انجام پژوهش‌های کاربردی در زمینه‌های مختلف فرهنگی- اجتماعی را در شهرهای تهران، کرج و قزوین داراست.

برای اطلاع از سوابق این گروه، بخش «درباره ما» و برای ارتباط با آن بخش «تماس با ما» را مطالعه فرمایید.