نگاهی به موسیقی منطقه گیلان؛مجمه،سازی که از آشپزخانه می آید

مقدمه : دریا،رود،جنگل،شالیزار،کوه . این ها عناصری هستند که انسان را به یاد گیلان می اندازند.منطقه ای با مردمی که تاریخ و زبان و لباس و مناسک و باورها و حتی غذاهای خاص خود را دارند.موسیقی نیز یکی از مجموعه نظام های فرهنگی است که کلیتی به نام گیلان را بازنمود می کند.ترانه هایی که کودکان در بازی هایشان می خوانند،لالایی های مادران و آواز زنان شالیکار از فراسوی جلگه های گیلان و صدای سرنا و کمانچه در مراسم شادی و کرنا در روزگاران غم و هزاران نغمه و نغمه و نغمه دیگری که از مردمان گیلان زمین و در گوشه گوشه این سرزمین می توان شنید.ازکوه نشینان طالشی در غرب تا گیله مردان جلگه نشین و دیلیمیان کوه نشین در شرق.جذابیت همه آنها تا حدی است که ابولحسن صبا(یکی از بزرگترین موسیقیدانان معاصر ایران) چندین قطعه از موسیقی مردم دیلمان را اقتباس کرده و انها را از مجموعه موسیقی اقوام ایرانی به مجموعه موسیقی دستگاهی ایران افزوده است. تقسیم بندی موسیقی گیلان: موسیقی گیلان دارای دو کانون دیلمان در شرق و تالشان در غرب است که هرکدام دارای موسیقی خاص خود هستند که در قسمت مرکزی گیلان به هم آمیخته می شود.موسیقی گیلان را در کل می توان به سه قسمت آوازها،قطعات و ترانه ها تقسیم کرد: - آوازها: مهمترین بخش موسیقی گیلان هستند. - قطعه ها: شامل قطعات موسیقی ای می شود که به عنوان مثال چوپانان با نی می زنند و یا نوازندگان سرنا و نقاره در شادی ها می نوازند. - ترانه ها:ترانه نیز در موسیقی گیلان جایگاه ویژه ای دارد و بخش خاصی از ترانه ها را تنها زنان می خوانند که در این بین موسیقی کار نقش برجسته ای دارد.همخوانی ترانه های خاصی توسط زنان و حین کار در شالیزار نمونه ای از این قسمت از موسیقی مردمان گیلان است. کرنا نوازی: کرنا، یکی از سازهای منطقه است که تا پیش از این برای اطلاع رسانی و اعلام خبری به مردم از آن استفاده می شده و امروزه تنها به عنوان ساز مراسم عزاداری شخصی و مذهبی(محرم) از آن استفاده می شود.بدنه کرنا از نی ساخته شده و از یک کدو به عنوان سر آن استفاده می کنند.کرنا معمولا به صورت دسته جمعی و در قالب گروه های ده نفره کرنانواز نواخته می شود که یک نفر سرگروه بوده و بقیه او را همراهی می کنند. مجمه نوازی: مجمه، در اصل یک سینی فلزی است که استفاده موسیقیایی هم از آن می شود.این ساز خودصدا توسط زنان نواخته شده و بیشتر در مراسم عروسی،حنابندان،بعد از پایان کار در مزرعه،مراسم ششمین روز تولد کودک و شب نشینی ها کاربرد دارد.زنان همنوا با موسیقی مجمه می خوانند و می رقصند.رقص "قاسم آبادی" یکی از شیوه های رقص زنان گیلان و رقص پا نیز از جمله رقص های مردانه است. نقاره و کاربردهای آن: نقاره، بیشتر در مناطق شرقی و مرکزی گیلان به ویژه روستاها متداول بوده و متشکل از دو طبل تخم مرغی ته بسته است.یکی از این دو طبل،بزرگ بوده و صدای بم تری دارد و دیگری کوچکتر بوده و صدایی زیر دارد.نقاره با دو مضراب چوبی بلند که بر روی طبل ها کوبیده می شود تولید صدا می کند.بسیاری از موارد استفاده نقاره امروز فراموش شده اند ولی آنچه باقیمانده استفاده از آن به همراه سورنا در مراسم های شادی و برای تولید آهنگ های رقص است.نقاره،کاربردهای زیادی در بخش های مختلف فرهنگ گیلکی دارد که از جمله آنها می توان به کشتی،اعلام خبرها و اطلاعیه هاو اوقات شرعی،سرگرمی هایی نظیر بندبازی و... اشاره کرد.سابق بر این در برخی مناطق گیلان وقتی کسی در رود غرق می شد یک نوازنده نقاره را سوار کشتی کرده و در دریا می گشتند و او می نواخت.محلی ها معتقد بودند که هرگاه قایق به محل اختفای جسد برسد صدای کرنا بم تر می شود. کمانچه گیلکی: کمانچه گیلکی نیز یکی از پرکاربردترین سازهای این منطقه در گذشته بوده و حتی تا سه دهه گذشته رواج بسیاری داشته است اما با فوت نوازندگان قدیمی این ساز و جایگزین نشدن افراد جدیدی به جای آنها کمانچه گیلکی دیگر در گیلان نواخته نمی شود و امروزه یک ساز منسوخ است.کمانچه به دلیل ماهیت خود یک ساز اندرونی بوده و بیشتر در فضای داخل اطاق نواخته می شده است.بیشترین مورد استفاده آن نیز در مراسم جشن و عروسی بوده و از آنجایی که مردم گیلان حتی هنگام دوختن لباس عروس و داماد نیز موسیقی می نوازند این ساز گسترش و کاربرد بسیاری داشته است. کشتی گیله مردی: کشتی گیله مردی،کشتی سنتی گیلان است که در مناسبت های مختلفی اجرا می شود و سرنا و نقاره از ارکاند مهم آن هستند به طوری که بسیاری از پهلوانان در صورتذ نبود آنها راضی به آغاز کشتی نمی شوند.کشتی گیله مردی در روز دوم عروسی و به عنوان بخشی از مراسم اجرا می شده،جشن پایان برداشت و مواقع بیکاری نیز این کشتی اجرا می شود.نوع همراهی موسیقی با آن نیز به نوعی است که در ابتدا تنها پهلوانان کشتی می گیرند و حین بازی و به فراخور شرایط نوازندگان شروع به نواختن می کنند.در پایان نیز پهلوان غالب و پهلوان مغلوب به همراه تماشاچیان به رقص و پایکوبی می پردازند. نوروزخوانی: نوروزخوانی یا بهارخوانی از آیین های کهن قبل از اسلام ایران است که تا همین چند دهه پیش به طور گسترده ای در شمال و جنوب البرز از جمله گیلان برگزار می شده است.این رسم امروز به صورت پراکنده و در برخی از روستاهای منطقه باقیمانده است.نوروزخوانان،خنیاگران گمنام و دوره گردی بودند که از حدود 15 روز به عید مانده به در هر خانه ای رفته و با شعر و آواز،آمدن بهار را نوید می دادند.نوروزخوانان اغلب مایل نبودند کسی از محل سکونتشان اطلاع داشته باشد و برای همین به مناطق دیگر رفته و این آیین را در آنجا برمی داشته اند.نوروزخوانی شامل سه بخش می شده که ابتدا حمد و سپاس خدا و پیامبر و ائمه بوده،سپس بداهه سرایی ای در خصوص صاحبخانه صورت می گرفته و در نهایت،بهار و عید توصیف می شده است.

نظرات

ارسال نظر جدید

  • آدرس‌های صفحات وب و آدرس‌های ایمیل به طور خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • برچسب‌های معتبر HTML: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br> <p> <div> <span>

اطلاعات بیشتر در مورد گزینه‌های قالب‌بندی