- نوامبر, 2008 (1)
- سپتامبر, 2008 (3)
- اوت, 2008 (10)
- ژوئیه, 2008 (3)
- مه, 2008 (5)
موسیقی به لحظه لحظه زندگی اقوام ایرانی گره خورده است و فرهنگ لر نیز از این قاعده مستثنی نیست. زندگی مردم لر از تولد تا مرگ سرشار از موسیقی است، از مراسم انتخاب نام نوزاد، لالایی هایی که مادران برای کودکانشان می خوانند، ترانه های کار و موسیقی های رقص تا موسیقی خاص مراسم سوگ. موسیقی لری را از لحاظ کاربرد آن می توان به موسیقی های کار، کوچ، مذهبی، سوگواری، رقص، لالایی، حماسی و عاشقانه تقسیم بندی کرد. برخی مانند لالایی ها بدون همراهی ساز اجرا می شوند،در برخی دیگر مانند رقص ها تنها ساز است که می نوازد و کلامی ندارد و در گروهی دیگر ساز و کلام یکدیگر را همراهی می کنند. ترانه های کار،بدون ساز و در صورت امکان گروهی اجرا می شوند. در هنگام خرمن کوبی، لایروبی جویها، برنج کوبی، حصیربافی، مشک زنی، پشم چینی و شیر دوشی ترانه هایی خوانده می شوند که هم سختی کار را می کاهد و هم روحیه جمعی را بالا می برند.سابق بر این نیز ایل ها در هنگام کوچ،موسیقی های خاصی اجرا می کردند که در کوچ های بهاری و پاییزی متفاوت بوده و غالبا همراه ساز (سرنا) و دهل اجرا می شده است. در مناطق لرنشینی که در همسایگی فرهنگ کردی هستند موسیقی "یارسانی" را می توان شنید. این موسیقی، نواهای مذهبی خاصی است که اشعار آن به "کلام" معروف است و با همراهی تنبور خوانده می شود. یکی از شیوه های اطلاع رسانی در مراسم سوگواری، نواختن "سحری" با سرنا و دهل بوده است. مویه ها، مجموعه موسیقی هایی هستند که در مراسم سوگواری اجرا می شوند. مضامین آنها در وصف صفات متوفی و پند و اندرز است و نسبت به سن و جایگاه متوفی تغییر می کنند. جشن ها و عروسی ها با موسیقی رقص و رقص همراهند. رقص ها موسیقی خاص خود را دارند چنانکه هر رقص، موسیقی ای با نام خود نیز دارد. "سنگین سما"، "دوپا"، "سه پا"، "شانه شکی"، "اشکاری". "چو بازی" و "سوارونه" هر یک هم نام نوعی رقص است و هم نام موسیقی خاص آن رقص. مادران لر با لالایی ها،داستان های دلاوری ها و غم ها را به کودکانشان می آموختند. روحیه سلحشوری و سختی زندگی و مبازاتی که قوم لر در طول تاریخ خود داشته در اشعار و ترانه های این قوم آشکار است. حماسه کرمی، دایه دایه و شاهنامه خوانی از نمونه های آشنای این گونه از موسیقی لری است. "شه نومه خونی"، خواندن اشعار شاهنامه فردوسی در بسیاری از مناطق لرنشین رایج بوده است. شیرین و خسرو نظامی نیز از دیگر اشعار کلاسیک ایرانی است که در کنار شاهنامه در موسیقی لری به آن توجهی خاص شده است. خواندن اشعار این منظومه با نام "شیرین و خسرو" مرسوم بوده است. عاشقانه ها در موسیقی لری بسیارند. "قدم خیر"، "کشکله شیرازی"، "کوش طلا"،"گَنِم خر"، "اَی اَی"، "آفری قمرتاج"، "کیودار"،" کلنجه زرد"، "ماله ژیر"، "بزران بزران"، "شیرین و شامیرزا"،" هاریلُو"، "بینا بینا"، "صنم گل" و "سیت بیارم" تعدادی از عاشقانه های لری هستند که برخی از آنها داستان هایی نیز به همراه دارند. برای نمونه "قدم خیر" نام زنی از خوانین بالاگریوه است که با وجود بزن بهادری و ستیز با قوای دولتی،همچنان خواستگاران بسیاری داشته و اشعار زیادی نیز در وصف او سروده شده است. از جمله سازهایی که در بین لرها مرسوم است می توان به کمانچه لری (تال)، سرنا، دهل، ضرب (تمبک) و دوزله اشاره کرد. تال، سازی زهی و آرشه ای است با سه سیم که کاسه طنینی آن به شکل مخروطی ناقص با انتهایی باز است. از نوازندگان مطرح تال "همت علی سالم" را می توان نام برد. سرنا،سازی بادی است که در اکثر نقاط ایران و کشورهای همجوار به کار می رورد. شاه میرزا مرادی از برترین نوازندگان سرنا لرستان بود که بعد از اجرا در جشنواره اوینیون پاریس در سال 1370 لقب "مروارید اقیانوس" را به او دادند. مرواریدی که سال ها در صدف گمنامی پنهان بود. نوازندگان و خنیاگران حرفه ای را در لرستان "لوتی" یا "مطرب" می نامند. گسترش رسانه های ملی و فراملی در کنار ضعف رسانه های محلی و استانی و عدم حمایت از داشته های محلی از جمله و بخصوص درباره موسیقی، موسیقی اقوام ایرانی را به انزوا کشیده و با مرگ آخرین بازماندگان و راویان این هنر کهن، خطر فراموشی و نابودی در کمین موسیقی اقوام ایرانی است. حامد،به قول سپیده :"خواستی همه چیز را بگویی ولی در همه چیز گم شده ای!" اگر به جای انکه کاربرد موسیقی در زندگی را بگویی،سازها را معرفی کنی و از نوازندگان معروف نام ببری و همه را هم فهرست وار و با این فرض که مخاطب تو یا انها را می داند و یا نیازی به دانستنشان نیز نیست! یکی مثلا همان کاربرد موسیقی در زندگی را ریز می کردی و حتی مثال می زدی بسیار بسیار خواندنی تر می شد.تو در کلاس هایی حاضر شده ای که موسیقی را در ارتباط با جغرافیا،دین ووووتدریس می کرده اند،پس رد پای این کلاس ها در مقاله تو کجاست؟حامد جان،من هنوز یک درس از کلاس های روزنامه نگاریم را به یاد دارم که می گفت:"کوچک زیباست!" به نظر من موسیقی قوم لر،عنوان خیلی خیلی گنده و دست نیافتنی ای است و یک دانشجوی مردم شناسی نمی تواند در یک مقاله دو صفحه ای بررسی اش کند و حاصل همین می شود که تو نوشته ای.شعرهایی که ننه ماه دولت ان روز برایمان خواند یادت است؟می توانی موضوعت را ریز کنی و با استفاده از همین منابع دم دستی ات یک مقاله بنویسی.فکر می کنم برای مخاطب تو هم جالب تر باشد که به جای خواندن توضیحاتی در مورد سرنا که توضیحاتش را از جاهای دیگری هم می تواند پیدا کند،شعرهای ننه ماه دولتی را بخواند که در دسترسش نیست. قربان تو.
نظرات
ارسال نظر جدید