>>زنان باردار و هراس هایی از جنس افسانه
زنان باردار و هراس هایی از جنس افسانه
حرف اول- تولد، پدیده ای نیست که طی آن تنها یک انسان پا به عرصه حیات می گذارد، بلکه از خلال این رویداد و همزمان با آن، زنی هم وضع حمل کرده و نقش مادری را پذیرا می شود، زنی که در لحظه به لحظه شکل گیری و رشد و نیز تولد کودک شریک بوده است و این تولد برای او، درست به مانند کودکش تجربه ای پرمخاطره و حساس است. هنوز هم زنانی هستند که به هنگام زایمان فوت می کنند و "مفهوم سر زا رفتن"، مفهوم آشنایی برای ماست. پرواضح است که این تجربه برای زنان نسل های قبل که از دانش و امکانات و تجهیزات پزشکی امروز بهره مند نبودند تا به چه حد دردسترس و پردامنه بوده است. یک تولد همیشه حس دوگانه ای را در انسان ها برمی انگیخته است: حس شادمانی ناشی از زیاد شدن نسل و به دنیا امدن یک کودک، و نیز هراس و دلمشغولی بابت از دست رفتن این کودک و حتی مادرش. بدون شک بیشتر آیین هایی که امروز در زمینه تولد وجود دارند زاییده همین احساس دوگانه شادی و نگرانی بوده اند. بسیاری از این آیین ها در زمان خود، کارکردهای ویژه ای داشته اند که از جمله مهمترین آنها همراهی با زائو جهت تسکین درد و نیز کمک به تسهیل فرآیند زایمان بوده است.نمونه این آیین ها در سایر فرهنگ های خارج از ایران نیز دیده شده و تنوعات بسیار زیادی دارد. از جمله این آیین ها می توان به رسم "زائونمایی" در بین برخی اقوام اشاره کرد که در آن، مردی که زنش درحال زایمان است در بستر خوابیده و طوری وانمود می کند که گویی درد زایمان بر او حاکم شده و در حال وضع حمل است. درحقیقت این مرد به این طریق می خواهد زایمان همسر خود را تسهیل کند. فرهنگ های مختلف اصولا از دو طریق سعی می کنند زایمان زائو را کم خطرتر سازند: تقویت جسم او از طریق خوراکی هایی مخصوص و نیز توسل به مسائل ماوراء طبیعی مانند دور کردن اجانین و شیاطین. این یادداشت قصد دارد با کنکاشی در فرهنگ اقوام ایرانی، رسوم مربوط به زنان باردار را در جریان تولد کودکانشان به تصویر درآورد.
خوراک زن زائو
در جریان تولد کودک، یکی از مهمترین مسائلی که فرهنگ ها به آن پرداخته اند بحث تغذیه مادر است، این مسئله ایست که امروز هم در جامعه ما به طرق دیگری رایج است. در بحث خوراک زن زائو سه تیپ دستور وجود داشته است: توجه به مسئله ویارهای غذایی زائو، پرهیز از خوردن برخی غذاهای مضر و نیز تاکید بر خوردن برخی غذاهای مفید. در بین بعضی از ساکنان هرمزگان رسم است که به زائو در سه روز اول پس از زایمان، غذای مخصوصی به نام "گداخته" یا "بیاته" می خورانند. بلوچ ها نیز اولین غذایی که پس از زایمان به زائو می دهند مقداری نبات است که در روغن حیوانی داغ حل شده است. نوعی حلوای محلی ساخته شده با خرما نیز یکی دیگر از غذاهای زائو بوده است. بعضی از ترک ها نیز از کاچی یا مخلوطی از کره گرم و شکر یا مخلوط روغن حیوانی با عسل (ساری یاغ) استفاده می کنند. الموتی ها نیز برای زائو غذایی محلی به نام "آرداله" می پزند که مرکب از آرد و روغن گوسفند است. همان طور که مشاهده می شود همه این اقوام از دو گروه غذایی چربی ها و کربوهیدرات ها (قند) برای زائو استفاده می کرده اند که تولید انرژی بالایی دارند.
دور کردن آل از زن زائو
در تفکرات بسیاری از اقوام ایرانی، موجودی افسانه ای به نام آل وجود دارد که قاتل زنان زائو است. اغلب او را پیرزن سفید مویی به تصویر می کشند که سبدی حاوی جگرهای خون آلود زنان زائویی که کشته است در دست دارد. این افسانه ها می گویند که آل منتظر است تا در فرصت مناسبی که دیگران حواسشان به زائو نیست بیاید و جگر او را بیرون بکشد. از این رو اقوام مختلف، تدابیر بسیاری برای دور کردن او از زائو انجام می دهند، مثلا در بین لرها رسم است که هرگز زن زائو را تنها نمی گذارند و یا همیشه چاقو و سیخی در نزدیکی او قرار می دهند که بتواند از خود دفاع کند. بلوچ ها برای حمایت زائو و کودکش از شر این موجودات، از موسیقی استفاده می کنند. در بین بلوچ ها برای تولد چند نوع موسیقی مخصوص وجود دارد: سِپَت و وَزبَت (مخصوص روز تولد کودک و برای تشکر از خدا و بزرگان دین بابت این تولد)، نازنیک (به معنی ستایش و ستودن که در شش شبانه روز اول تولد کودک خوانده می شود و برای پسران، وصف مردانگی و دلیری و برای دختران، وصف وفا و عفت است.) و لارو یا شَشگانی که در شب ششم تولد کودک، نامگذاری و ختنه سوران نواخته می شود. خانواده های متول بلوچ این مراسم را گاه تا 40 شب پی در پی برگزار می کنند تا ارواح پلید نتوانند نزدیک خانه زائو شوند. بلوچ ها همچنین وقتی که زائو کم اشتها یا ناراحت می شود برای حل مشکل او از دعانویس، دعا می گیرند. برخی از ترک ها نیز دورتادور رختخواب مادر و نوزاد را با طنابی از موی بز دیوار می کشند تا از شر این موجودات در امان باشند.
قزاق ها نیز با قرار دادن چاقو، تبر در زیر سر زائو و یا آویختن دندان گرگ و چنگال عقاب بر بالای سرش سعی بر دور کردن این موجودات داشته اند. آنها همچنین در زمان زایمان بسیار به این مسئله توجه دارند و سعی می کنند از طریق دود کردن گوگرد، کوبیدن بر اشیا و تولید سر و صدا، رقص شمشیر بر بالای سر زائو، شلیک تیر تفنگ، ایجاد سر و صدا و به هم ریختن اطاق و گاهی شلاق زدن بر پشت زائو، اجانین را از پیرامون او دور کنند. الموتی ها هم به همین منظور، در بالای سر زائو چاقو و قرآن و مقداری نان می گذارند و برای در امان ماندن زائو از آسیب جن، به گوشه لباسش سنجاقی می زنند.
حرف آخر- کنت، پدر جامعه شناسی معتقد است ذهن انسان به طور خاص و تفکر بشری به طور عام، رشد کرده و مراحل مختلفی را پشت سر می گذارد. در اولین مرحله رشد تفکر، علت همه پدیده ها و رویدادها را به پدیده های ماورائی و مافوق بشری نسبت می دهد و در مرحله آخری خود، قادر می شود انها را از خلال قوانین طبیعت تبیین کند. با همین الگو می توان فلسفه بسیاری از آیین ها را فهمید، آیین هایی که شاید امروز برای ما به اندازه گذشتگانمان جدی و مهم به نظر نرسند از آنجایی که مرگ کودک یا مادر همواره از مهمترین نگرانی ها و دلمشغولی های افراد بوده و از آنجایی که ریشه بسیاری از این مرگ و میرها و علل آنها را نمی دانسته اند با توسل به انواع و اقسام باورهای دینی و اسطوره ای به دور کردن پلیدی ها و حفظ حیات کودک و مادر اقدام می کرده اند. بنابراین، تولد از مهمترین مظاهر بروز عقاید و اعتقادات هر قومی بوده که مطالعه انها می تواند اطلاعات بسیاری درخصوص فرهنگ و جهان بینی آن قوم در اختیار ما قرار دهد.
این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است.


Set your life easier take the business loans and everything you want.
سلام و صد سلام
خوبین شما؟ چه خبرا؟ خوش میگذره ما رو نمی بینین؟
واقعا که اینجا جاتون حسابی خالیه
سادگی و صمیمیتی که در جمع بود و عشقی که در عمق وجود حامیژه موج میزد بسیار خاطره انگیز و فراموش نشدنی است.
شاید باورتون نشه اما هنوز یک لحظه هم از فکر تون بیرون نیودم. خیلی سخت بود لحظه خداحافظی اما به همین دلخوشی که این دوستی و ارتباط ادامه خواهد داشت دل رنجورم را قانع کردم .
فاصله ها هیچوقت حریف خاطره ها نمی شوند.
انشاالله که سالم و سلامت باشید و کانون زندگیتان همچون آفتاب دهتل گرم گرم.
چشم به ورودی دهتل دوخته ام. ( یعنی رئوف رو اونجا گذاشتم نگهبانی بده) تا بازگشت مجدد شما را مژده بده. پس منتظرتان هستیم.
آرزو میکنم هر جا هستین و شاد و موفق باشید.
ضمنا سفر خوش و امنی رو براتون ارزو میکنم.
یارب ازدلهای ما سوز محبت را مگیر،
این تجمع این توسل این ارادت را مگیر
هستی ما بستگی دارد به حب دوستان
هر چه می خواهی بگیر اما رفاقت را مگیر.
. خدا نگهدار- به امید دیدار
مطلبتون جالب بود
http://saiedmalekpour.blogfa.com/
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام
بالاخره شما هم جنبیدنتون گرفت (البتّه فکر کنم از دولتی سر همان سپیده دانایی است) امروز که اسمتون را در لیست وبلاگهای به روز شده دیدم شاخ درآوردم . خواستم کامنت اوّلی باشم امّا دیدم منیره پیش دستی کرده . اگه وقت کردی آدرس منیره را در لیست پیوندهای من هم بگذار .قربان شما هیچکس
ببخشيد ادرسمGmail.com
با باي
سلام صبح مرا با خودت كجا بردي
به صوتها و هجاها و قصه ها بردي
خشگل من كجايي مياي مي ري بي سرو صدا نميپرسي حالمو مگه از من بدي ديدي بيشتر از چند وقته كه دلم هواتو كرده اگه هواي دل مارو نداري هواي خودتو داشته باش .
مطلبتو خوندم و كيفور شدم الان كه دارم اين كامنتو برات مي نويسم دارا ميبوسدم وار اينكه بهش قول دادم اد فردا نره مدرسه براي اينكه توي مدرسه خيلي دلش برام تنك ميشه با خودم درگيرم كه صبح اين موضوع رو چطور ماسماليش كنم خواهشا ايده تو بهم برسوناينم ايميلمmonirehchegini@yahoo.comمنتظرتم به شوهرت سلام برسون
لاله زيباي من