- سپتامبر, 2008 (3)
- اوت, 2008 (10)
- ژوئیه, 2008 (3)
- مه, 2008 (5)
- آوریل, 2008 (2)
عکس کوچک: بیست و پنج ساله، به اندازه سن من، بیست و پنج ساله که یک نفر گوشه گوشه سرزمین مادری ما را زیرپا گذاشته، هر چهارگوشه آن را، وسط کویرش، دل جنگلش و با ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب و ترکمنش آشنا شده، سر یک سفره نشسته با این آدمها زندگی کرده، مردمشناسانه تر از ما مردمشناسها. پای صحبت هاش که بنشینی حرف هایی می شنوی از جنس معرفت، همان دانش حاصل از تجربه، چیزی که کمیاب یا حتی نایاب. ادامه مطلب
"مسکن" و "توریسم"،دو بهانه ای است که به واسطه ان باب صحبت با علی حیاتی را باز می کنم،کسی که من او را "یک مردم شناس تجربی منطقه الموت" می نامم ولی خودش اینگونه خودش را معرفی می کند:"من علی هستم،علی حیاتی؛متولد روستای اوان،بزرگ شده روستای اوان،مقیم روستای اوان.تالیفاتی در خصوص منطقه الموت دارم و هم اکنون نیز کنار دریاچه در دفتر پژوهشی کوچک خودم کار می کنم . ادامه مطلب